۹ عادت کلیدی

“فرمانبری از خود به تنهایی یک فضیلت نیست اما دیگر فضیلت ها از آن منشعب می شوند”  “آدام اسمیت

 

موفقیت به اشکال گوناگون ظاهر می شود. تبدیل به یک مدیر یا رهبر شدن ، کسب جایزه در یک صنعت ، دستیابی به فروش بالا .اما عادت های روزانه چه هستند؟ تفکرات رفتارهای افرادی که تصمیم دارند به موفقیت های عظیم برساند؟واقعا چه اتفاقی درون ذهن افرادی که ما تحسینشان می‌کنیم می افتد؟ چه فعالیت هایی را انجام میدهند که دیگران در راه رسیدن به اهدافشان انجام نمی دهند؟ در صفحات بعد رمز و راز های این افراد آشکار خواهد شد. آنها سیستمی برای رسیدن از صفر به هیچ ایجاد کردند و آن چیزی نیست جز “ماهر شدن عامدانه و آگاهانه در ۹ عادت کلیدی”

 

 انضباط شخصی

 

مهمترین عادت برای رسیدن به موفقیت ،دستاورد و خوشحالی عبارت است از انضباط شخصی. این یک عادت است. شاید بهترین تعریف از انضباط شخصی برگرفته از حرف البرت هوبارد باشد که می‌گوید” انضباط شخصی وادار کردن خودتان به انجام کاری است که می بایست انجام بدهید هنگامی که بایستی آن را انجام بدهید حتی اگر احساس کنید آن را دوست ندارید”

عادت انضباط شخصی به شدت با قانون کنترل گره خورده است این قانون می گوید شما به حدی احساس خوبی نسبت به خودتان دارید  که کنترل زندگی شخصی تان را در دست دارید.

انضباط شخصی کلید تسلط بر نفس و خود کنترلی می باشد. هرچقدر بیشتر منضبط باشید و کارهایی را که تصمیم به انجام آن دارید را انجام دهید چه دوست داشته باشید و چه نداشته باشید، احساس قدرت و حس مثبت بیشتری نسبت به خودتان خواهید داشت.

ارتباط مستقیمی بین انضباط شخصی و عزت نفس وجود دارد. هرچقدر در تصمیمی که گرفته اید منضبط تر عمل کنید بیشتر به خودتان احترام گذاشته اید و احساس اعتماد به نفس و حس مثبت تری به خودتان خواهید داشت. احساس  مسئولیت بالاتری نسبت به زندگی تان خواهید داشت .این دلیل این است که چرا مردان و زنان محترم تر، موفق تر و خوشحال تر در جامعه دارای قدرت کنترل نفس و عزت نفس بالاتری هستند.

 

تبدیل شدن به یک خوش‌بین مادام العمر

 

شاید مفید ترین عادت ذهنی که می توانید به دست بیاورید عادت خوش بین بودن باشد. خوش بین ها معمولا خوشحال ترین ،سالم ترین و موفق ترین و همچنین موثرترین افراد در هر جامعه ای هستند.

شما به آنچه که  بیشتر اوقات فکر می کنید تبدیل می شوید. سوال اینجاست که افراد خوشبین بیشتر اوقات به چه چیزی فکر می کنند؟ به زبان خیلی ساده باید گفت که خوش بین ها بیشتر اوقات درباره آنچه که میخواهند فکر می کنند و اینکه آن را چگونه به دست بیاورند.

آنها بیشتر اوقات به این فکر می کنند که به کجا قصد رسیدن دارند و چگونه می خواهند به آنجا برسند.همین ایده (اندیشیدن به آنچه که می خواهند) باعث داشتن شخصیت مثبت و شاد می باشد .این طرز تفکر انرژی آنها را افزایش می‌دهد و قدرت خلاقیت آنها را آزاد می‌کند ، به آنها انگیزه می‌دهد تا عملکرد بهتری داشته باشند.

از طرف دیگر بدبین ها در جناح مخالف هستند .آنها بیشتر اوقات درباره چیزهایی که نمی خواهند فکر می کنند و حرف می زنند. آنها در مورد افرادی که از آنها خوششان نمی آیند فکر می کنند. مشکلی که آنها دارند یا در گذشته داشته اند این است که چه کسی را در مورد وضعیت و شرایطی که در آن هستند دنبال مقصر می گردند تا او را شماتت کنند.هرچه بیشتر در مورد چیزهایی که نمی خواهند و به افرادی که تصور می کنند که مقصرهستند فکر کنند  بیشتر دارای شخصیت منفی میشوند. هرچه بیشتر دارای شخصیت منفی شوند، چیزهایی را که در زندگی دوست ندارند  به زندگی شان جذب می کنند واتفاقات نامطلوبی برایشان رقم می خورد.

 

 در مورد اهداف تان فکر کنید

 

هدف محوری دومین ویژگی  افراد خوش بین  و افراد موفق است که به آن عادت دارند.

در طرز نگرش آینده محوری، شما یک تصویر شفاف و ایده آل از آن چیزی که در آینده میخواهید بدست بیاورید را مجسم می کنید. با هدف محوری، این تصویر را شفاف تر می کنید یعنی آن  را به اهدافی با جزئیات قابل اندازه گیری و مشخص تبدیل می کنید سپس با انجام دادن آنها به آن تصویر شفاف و ایده‌آل خواهید رسید.

افراد موفق عادت به برنامه ریزی استراتژیک شخصی دارند. آنها یک لیست دقیق از آنچه که باید انجام بدهند چه در کوتاه مدت چه در میان مدت و چه در بلند مدت تهیه می کنند. سپس از روش قدرتمند هفت قدمی که در ابتدای این مطلب به آن اشاره شد استفاده می کنند تا یک طرح اولیه  از اقداماتی که بایستی هر روز پیگیری کنند و انجام بدهند ایجاد شود.

وقتی عادت تعیین هدف  و برنامه ریزی را در خودتان ایجاد کردید در واقع این تبدیل به یک کار نرمال در زندگی تان می شود همانند نفس کشیدن. با پیروی از پروسه تعیین هدف ، احتمال رسیدن به اهدافتان را ده برابر تا صد برابر بیشتر افزایش می دهید.

این فقط یک نظریه نیست بلکه بر اساس تحقیقات انجام شده توسط یو اس ای تودی ، روی افراد مختلف این نظریه ثابت شده است .بر این اساس فقط چهار درصد از افرادی که اهدافشان را  مکتوب نکرده‌اند آنها را پیگیری نموده اند. اما چهل و شش درصد از آنهایی که اهداف خودشان را روی کاغذ نوشته بودند موفق به انجام کارهای شان شده اند.

عادت انجام کارها بطور روزانه ، باعث می شود تا شما به سمت مهمترین اهداف خودتان حرکت کنید. این روال قدرت عملکرد شما را بهبود می بخشد. انجام روزانه کارها این اعتقاد را در شما عمیق‌تر می‌کند که هدف ها قابل دستیابی هستند و به نوعی تایید قانون جذب است. نتیجه اینکه شما با سرعت بیشتری به سمت اهداف تان حرکت می کنید و همچنین اهداف شما سریع تر و سریعتر به سمت شما می آیند. بنابر گفته های افراد موفق ،عادت انجام دادن هر روزه کارها در راه رسیدن به اهداف ، حقیقتا یک عادت دگرگون کننده است .در واقع، برای رسیدن به موفقیت ، این عادت از موثرترین ها بوده است ،پس شما هم امتحان کنید و نتیجه اش را ببینید.

 

هر روز هدف گذاری کنیم

 

از مهم‌ترین عاداتی که می‌توانید آن را در پیش بگیرید، عادت هدف گذاری هر روزه است .هدف گذاری هر روزه بسیار ساده است. یک دفترچه یادداشت بردارید و اهدافتان را در آن بنویسید. آن را همیشه نزدیک خودتان نگه دارید .هر روز صبح قبل از شروع هر کاری این دفترچه یادداشت را باز  کرده و در یک صفحه جدید اهدافتان را بنویسید .من خودم همیشه اینطوری می نویسم اهداف من عبارتند از…

سپس ۱۰ تا ۱۵ تا از اهداف خودتان را به زمان حال ساده بنویسید. انگار که آنها را به دست آورده اید ضمیر ناخودآگاه شما زمانی فعال خواهد شد که دستورات شما به زمان حال ضمیر اول شخص و مثبت اعلام شود به جای اینکه بنویسید من تصمیم دارم در چند ماه آینده وزنم را کاهش بدهم باید بنویسید وزن من تا فلان تاریخ فلان کیلو است. به جای اینکه بگویید من تا سال آینده درآمد بیشتری خواهم داشت باید که بگویید من تا فلان تاریخ فلان دلار درآمد دارم.

هرچه مشخص تر در مورد شرایطی که می خواهید به آن برسید یا زمانی که می‌خواهید به آن برسید صحبت کنید  و آن را با عبارات مثبت و زمان حال بیان کنید و همچنین با کلمه من آن را شروع کنید تاثیر قدرتمندتری روی ضمیر ناخودآگاه شما خواهد داشت .اهدافی که با شرایط گفته شده اعلام شود قانون انتظار را فعال می کند. و همین طور قانون جذب. آنها باعث ایجاد باورهای جدید درباره آنچه که برای شما امکان دارد می شوند. آنها قانون تناظر و احساس را فعال می کنند. انرژی شما را افزایش می‌دهند و خلاقیت شما را بر می انگیزانند.

به همین شیوه اهداف تان را هر روز بنویسید ضمیر ناخودآگاه و ضمیر خودآگاه خودتان را فعال کنید.با تمام قوا  قدم بردارید در نتیجه شما سریعتر در مسیردستیابی به اهداف تان حرکت خواهید کرد و آنها هم سریعتر قابل دستیابی خواهند شد .

 

مهارتهای کلیدی را شناسایی کنید

 

برای رسیدن به موفقیت لازم است تا لیستی از مهارت های کلیدی مورد نیاز در حیطه کاری خودتان را آماده کنید. معمولاً بین ۵ تا ۷ مهارت وجود دارند. آن ها تعیین کننده میزان موفقیت به دست آمده بر اساس تلاش و کوشش ها هستند. اولین کار شما این است که این مهارت های کلیدی را شناسایی کرده و یادداشت کنید.

اینجا یک مورد جالب وجود دارد. شما بر اساس توانایی و استعدادتان در حوزه ای خاص ، موفقیت‌هایی را به دست آورده اید اما در همین حال به دلیل نقطه ضعف های تان در حوزه های دیگر عقب نگهداشته شده اید. قاعده این است که ضعیف ترین مهارت کلیدی تعیین کننده بالاترین حد نتایج شماست و همچنین درآمدتان. به عبارت دیگر شما  می ‌توانید در شش مهارت از هفت مهارت کلیدی عالی باشید اما ضعف شما در هفتمین مهارت تعیین کننده مجموع نتایج و دستاوردهای آن در حوزه کاری شما می باشد.

پس از خودتان بپرسید کدام مهارت را اگر  بهبود می بخشیدم و در آن  عالی ظاهر  میشدم بیشترین تأثیر مثبت را  روی پیشرفت شغلی من داشت؟

این یکی از مهمترین پرسش هایی است که باید از خودتان بپرسید و پاسخ بدهید.بایستی عادت شناسایی مستمر و کار بر روی ضعیف ترین مهارت کلیدی را توسعه و بهبود ببخشید. یعنی بالا بردن توانایی تان در آن حوزه. که معمولاً بیشترین  و سریع ترین اثرات را روی میزان دستاورد های شما خواهند داشت .

 

تعهد به یادگیری مادام العمر

 

یکی دیگر از عادت های کلیدی مردمان سطح بالا این است که آنها رشد محور هستند. این عادت در واقع به مانند یک شاهراه برای عملکرد عالی و یک ضرورت برای بهبود عادت خوشبینی است.این روش اندیشیدن و زندگی کردن پایه و اساس تعالی و برتر محوری  بوده و اگر که خواهان حرکت به سمت داخل شدن در جمع ۱۰ درصد حوزه تخصصی خودتان می باشید، ایجاد و توسعه آن برای شما ضروری است . برای رشد محوری  لازم است تا شما عادت یادگیری مستمر را بهبود و توسعه دهید. عادت توسعه فردی و حرفه ای .درست مثل تمرینات بدنسازی که به طور برنامه ریزی شده انجام می شوند تا بدن ما سالم و روی فرم بماند، تمرینات ذهنی نیز بایستی به طور روزانه انجام شوند تا در نهایت در حوزه کاری و انتخابی خودتان بهتر و بهتر بشوید.

مثلا کتابخوانی به صورت دائم موثر است . مردمان موفق واقعی ،رویکرد عمیق تر و دائمی برای یادگیری و ارتقای منظم دانسته های شان به سه طریق دارند. این روشها عبارتند از سحرخیزی برای مطالع به مدت ۳۰ تا ۶۰ دقیقه در حوزه کاری خودشان. یادگیری از افراد حرفه ای در سمینارها و کنفرانس ها چند بار در سال .گوش دادن به کتاب های صوتی در زمانی که در وسایل نقلیه عمومی یا شخصی صرف رفتن از یک نقطه به نقطه دیگر می شود. مجموع این زمان ها، به طور میانگین بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ ساعت در سال است یعنی معادل سه تا شش ماه آموزش ۴۰ ساعت در هفته یا معادل یک یا دو ترم دانشگاهی.

پذیرش طرز فکر یادگیری مداوم، افراد متوسط را قادر می سازد تا عضوی از افراد با عملکرد برتر در حوزه خودشان بشوند .این طرز فکر آنها را قادر می سازد تا از فقر و ناامیدی به ثروت و موفقیت برسند. این طرز فکر میزان هوش و خلاقیت شما را افزایش می دهد و شما را در مسیر تندروی شغلتان قرار می‌دهد این یکی از بهترین عادت هایی که می توانید در خودتان ایجاد کرده و توسعه دهید. بازدهی یادگیری مداوم در تمام عمر با شما خواهد ماند.

 

هر چه می بینید همان خواهید شد

 

قدرتمندترین تاییدیه یا پیامی که شما می توانید از ذهن خودآگاه به ذهن ناخودآگاه خودتان ارسال کنید تجسم یا تصویرسازی ذهنی می باشد. عادت کنید تا یک تصویر شفاف مثبت و هیجان انگیز از عملکرد خودتان در بهترین حالت بسازید انگار که همین الان به اهداف خودتان رسیده اید.

هر وقت که شما یک تصویر ذهنی در خودآگاه خودتان می سازید یک پیغام به ناخودآگاه تان ارسال می کنید و ناخودآگاهتان را فعال می نمایید.این کار ،قانون جذب را فعال کرده و قوه خلاقیت را وادار به تحرک می نماید و شما را به سمت تحقق بخشیدن به تصویر ذهنی تان در دنیای واقعی رهنمون می کند.

افراد مثبت و موفق عادت تصویرسازی مداوم  از آنچه می‌خواهند را دارند. بنابراین آنها ناخودآگاه شان را برنامه ریزی می کنند و تصورات و عملکردشان را در دنیای واقعی شکل میدهند.

 

اطراف افراد درست باشید

 

عادت کنید تا فقط با افرادی معاشرت نمایید که آنها را تایید و تحسین می‌کنید. به آنها احترام می گذارید و میخواهید شبیه به آنها شوید. با هر کسی که میبینید چای ننوشید.  با هر کسی که میبینید ناهار نخورید پس از کار با هرکسی که می بینید معاشرت نکنید. در انتخاب افرادی که می‌خواهید با آنها معاشرت کنید خیلی هوشمندانه و شفاف عمل  کنید. آنها تفکرات و احساسات شما را با دیدگاه‌ها و گفتارشان تحت تاثیر قرار می دهند.

دکتر مکس زلاند دریافت که گروه مرجع شما ۹۵ درصد از موفقیت یا شکست تان را  تعیین می کنند. اینها افرادی هستند که به صورت عادت شده با آنها معاشرت می کنید و خودتان را یکی از آنها می دانید. این ها می توانند اعضای خانواده شما باشند همکارانتان یا هم گروهی های شما در سازمانهای مختلف. واقعیت این است که کبوتر با کبوتر باز با باز .یا همان طور که زیگ زیگلار می گوید شما نمیتوانید با عقابها پرواز کنید اگر دائماً با بوقلمون ها همنشین باشید.

 

ابتکار عمل را در دست بگیرید

 

سازمان مدیریت آمریکا گزارشی از یک تحقیق بر روی مدیران ارائه کرده است. مدیران به دو گروه تقسیم شده بودند مدیرانی که کارکنانشان بی خیال و کم اراده و منفعل و مدیرانی که کارکنانشان فعال و درپی ارتقا و پیشرفت بودند. آنها با هر دو گروه مصاحبه کردند و سعی کردند تا عوامل تعیین کننده در میزان پیشرفت و شکست را مشخص کنند.

چیزی که سرانجام مشخص شد  نشان داد که  این عوامل نه سطح تحصیلات و تجربه، نه تعداد دوستان و سابقه آنها و نه حتی هوش آنها بوده‌اند. در واقع تفاوت اساسی بین موفقیت و شکست در عادت در دست گرفتن ابتکار عمل بوده است. مدیران و مجریانی که در مسیر حرکت سریع بودند و دائما از  منطقه آسایش خودشان خارج می شدند ابتکار عمل را در دست می‌گرفتند تا چیزهای جدید در حوزه های جدید را امتحان کنند.

از طرف دیگر مدیرانی  بودند که دائماً در جا می زدند و دائما دنبال کسی بودند که راهکار به آنها ارائه دهد. هنگامی که به آنها یک دستورالعمل شفاف و واضح داده شد به نظر می رسید که گروه منفعل هم کاملاً برای انجام دادن مسئولیت های شان رقابت می کنند. اما ایده ابتکار عمل در وهله اول برای آنها کاملاً غریب بود.

 

 

شما می توانید

 

وقتی شما آینده ایده‌آل خودتان را تعریف می کنید اهداف تان را تعیین و مشخص می کنید، برنامه ریزی می کنید و استراتژی تان را برای دستیابی به عالی ترین دستاورد ها بهبود می دهید و خودتان را متعهد به یادگیری منظم می کنید در واقع در حال عادت کردن به حرکت سریع و در دست گرفتن ابتکار عمل در هر حوزه ای از زندگی تان هستید که برایتان بسیار اهمیت دارد.

به جای اینکه منتظر  یک اتفاق باشید ،عادت کنید تا اتفاق ها را رقم بزنید. به جای اینکه منتظر شوید تا اوضاع بهتر شود، ابتکار عمل را در دست بگیرید و شرایطی  را که در آن هستید به  بهترین نحو تغییر دهید.

اگر در این مطالب چیزی یافتید که برایتان مهم بوده است یا اگر ایده ای دارید که می توانید آن را اجرایی کنید و این ایده باعث بهبود بخشی از زندگی شما می شود پس سریع دست به کار شوید و اقدام کنید. همین حالا. یک فوریت در خودتان ایجاد کنید. تلاش کنید تا الگویی شوید از کسی که در اجرایی کردن ایده هایش سریع حرکت می کند. این می تواند یکی از مهمترین عادت هایی باشد که شما در خودتان ایجاد می‌کنید.

فقط یک شما وجود دارد. و شما در موقعیت  رشد و تحول مستمر می باشید. عقاید و عادتهای کهنه و نامناسب را دور بریزید و عادت های جدید و موثر را در خودتان پرورش دهید .اصلا مهم نیست که شما اهل کجا هستید چیزی که مهم است این است که کجا میخواهید بروید و تنها محدودیت شما در راه رسیدن به هدفتان تصورات شما می باشد .

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید