بزرگترین اشتباهات

بزرگترین اشتباهات زندگی

در روزگاران قدیم مردی زندگی می کرد که از سایه خودش می ترسید . او حتی از جای پاهای خودش نیز ترس داشت. یک روز آفتابی،  او سایه خودش را دید و برای فرار از آن شروع به دویدن کرد.  او تلاش کرد سریع تر بدود، اما فایده ای نداشت چون فاصله سایه با او هرگز کم نمی شد. از همه بدتر هر چه زمان می گذشت طول سایه بیشتر می شد تا اینکه مرد از پا افتاد و مرد. او اگر فقط زیر سایه یک درخت می نشست تمام مشکلاتش حل شده بود.

 از حکایتهای شرق دور

 

اشتباه یکم : شما دقیق و هوشیار نیستید بزرگترین اشتباهات در زندگی

بیشتر مردم به صورت ناهوشیارانه و به صورت اتوماتیک زندگی می کنند.

آنتونی دی  ملو  می‌گوید: اکثر مردم حتی خودشان هم نمی دانند که درعین بیداری در خواب هستند. آن ها در خواب به دنیا می آیند ، درخواب زندگی می کنند، در خواب ازدواج می کنند، درخواب فرزندانشان را تربیت می کنند و در خواب می میرند و هیچ گاه از این خواب بیدار نمی شوند. آنها هیچگاه مفهوم دوست داشتنی و زیبای وجود انسان را درک نمی کنند.

اگر می خواهید رشد داشته باشید و پیشرفت کنید ، باید بفهمید که دنیا چطور کار میکند، نه اینکه شما حدس می زنید که دنیا چطور کار میکند یا دوست داشتید که یک دنیای ایده آل چطور کار کند. تمامی موقعیت ها و شرایط و روابط ساز و کار خاص خودشان را دارند. شاید اولین چیزی که به ذهن شما می رسد این است که من از معنا و مفهوم این ساز و کارها و نقش خودم در آن مطمئن نیستم. شغل شما ، خانواده شما و جامعه ای که در آن زندگی می کنید همه نقش منحصر به فردی دارند و به طریقی ایفای نقش می کنند و شما باید راز این سیستم را کشف کنید. تنها راهی که برای کشف این راز وجود دارد این است که همواره هوشیار و با دقت باشید.

به نظر شما هوشیار نبودن چرا یک اشتباه  تلقی می شود؟ وقتی معنی و منظور کاری که انجام می دهید را بدانید، بهتر با آن کنار آمده و عملکرد بهتری خواهید داشت و نتایج بهتری را نیز کسب خواهید کرد. افرادی که لیاقت و شایستگی خودشان را در زمینه خاصی بروز می دهند، افرادی هستند بسیار زیرک و هوشیار . آنها به خوبی شرایط و اوضاع  اطراف خود را درک کرده و فهمیده اند که سیستم زندگی چطور کار میکند . به همین جهت برای ماهر شدن و جا افتادن در زندگی از خود تلاش و کوشش و هدفمندی نشان داده‌اند. نگاه دقیق باعث پیشرفت توانایی در توجه به چیزهایی که غالباً به آن‌ها دقت و توجه نمی شوند، می گردد و همین عامل شما را از دیگران جدا می سازد. شما مراقب  تمامی رفتارها و  کردار های خود و دیگران هستید. همچنین با دقت وضعیت پیشرفت و اتفاقاتی که درون و بیرون از شما می افتد رصد می نمایید. به مرور زمان و با کسب تجربه این قدرت تیزبینی شما را قادر می سازد تا به طرز فکر فوق العاده ای دست پیدا کنید. این قدرت همان قدرت شرلوک هلمز است- مهارت نکته بینی و زیرکی در توجه به جزئیات که قدرت زیادی به شخص داده و اجازه می دهد تا مسیریابی بهتری جهت رسیدن به اهداف و پیشرفت در مهارت زندگی به دست آید.

اشتباه دوم : روی موارد اشتباهی تمرکز می کنید بزرگترین اشتباهات در زندگی

این که موارد مهم زیادی در طول دوران زندگی برای هر کسی وجود داشته باشد،بسیار طبیعی است . مواردی که به شما و خواسته ها و آرزوهایتان مرتبط هستند و مواردی که ربطی به آنها ندارند. یک دایره فرضی را در نظر بگیرید که شامل تمام شرایط زندگی شما است، در داخل این دایره، یک دایره کوچک تر وجود دارد که شامل تمامی موضوعات مهم می باشد. دایره داخلی نسبت به دایره اصلی بسیار کوچکتر است. اکثر افراد در دایره بزرگ تر زندگی می کنند و به ندرت اتفاق می افتد که در دایره کوچک تر زندگی کنند. این همان اشتباه دوم است.

حتما این عبارت را شنیده اید که می گویند “نگران موارد جزئی نباش”. اینجا موارد جزئی همان مواردی هستند که در خارج از دایره کوچکتر قرار می گیرند. خارج از دایره موارد مهم. اما منظور ازمهمچیست؟“هر کاری که ما را به سمت اهداف مان هدایت یا نزدیک کند، مهم تلقی می شود”

به کارهایی که در بیست و چهار ساعت گذشته کرده‌اید، فکر کنید. به احتمال زیاد نمی توانید همه آنها را لیست کنید اما تلاش خود را برای یادآوری آن ها انجام دهید. حالا از خودتان بپرسید که واقعاً کدام یک از آنها شما را به سمت اهداف تان هدایت و نزدیک تر کرده اند؟ به احتمال زیاد پاسخ روشنی ندارید.

واقعیت این است که بیشتر کارهایی که انجام می دهیم ربطی به اهداف و خواسته های ما ندارند. زمان با ارزش را صرف فکر کردن و برنامه ریزی کردن برای مواردی می نماییم که مهم نیستند. معمولاً توسط  موضوعات فرعی و غیر مهم از مسیر رسیدن به موفقیت و خوشحالی منحرف می شویم. پس اگر برای موضوعات قرار گرفته در دایره بزرگ تر و نه دایره کوچک تر وقت صرف شود، اشتباه بزرگی  انجام شده است.

وقتی بدانید که دقیقا چه می خواهید تمام تمرکز خود را روی رسیدن به آن صرف می‌کنید، چرا که معنی و مفهوم زندگی را فهمیده اید .بنابراین به طور هدفمند و موثر فعالیت می کنید و زمان با ارزش را صرف رسیدگی به امور کم اهمیت و فرعی که شما را از مسیر اصلی منحرف می‌کنند، نخواهید کرد.با هیچ چیزی سر ستیز و مقابله نداشته باشید بلکه تلاش کنید تا با آنها همراه شوید و به نوعی سازگاری و هماهنگی در جهت رسیدن به اهداف خود پیدا نمایید. تصور کنید سوار قایقی در دریا هستید باید از نیروی باد در جهت به  پیش راندن قایق خود استفاده کنید نه اینکه تمام انرژی خود را صرف مقابله با باد نمایید.

هرگز نباید انرژی و احساسات خود را روی مسائلی که ممکن است ظرف چند روز یا چند ساعت آینده فراموش شوند، صرف کنید.

بزرگترین اشتباهات

اشتباه سوم : روی روابط خود متمرکز نیستید بزرگترین اشتباهات در زندگی

روابط یکی از موضوعات زیربنایی و بسیار مهم در زندگی است و واجب است تا توجه زیادی روی این موضوع صرف شود. در واقع با ارتباطات است که خوشحالی ،کمال و معنای زندگی درک می شوند. کسی که در ازای فدا کردن ارتباطاتش صاحب موفقیت و ثروت شود، در نهایت یک بازنده خواهد بود. چراکه او هرگز نمی تواند خوشحالی واقعی و ماندگاری که از ارتباطات اجتماعی نشأت می گیرند را احساس کند.

اکثر مردم بدون اینکه خودشان بدانند با دیگران مثل اشیا رفتار می کنند، تلاش می کنند تا به نحوی آنها را کنترل نمایند. سعی می کنند تا آنها را به شکلی که خودشان دوست دارند در بیاورند. تصور می کنند که در مرکز عالم قرار گرفته اند و توقع دارند که دیگران مشکلات را برایشان حل و فصل نموده ، بسیار با ملاحظه با آنها رفتار شود و اگر دیگران این کارها را نکنند باید ابراز پشیمانی و احساس گناه کنند. روابط یک ستون کوچک دارد: باید اجازه داد تا دیگران هر طور که مایل هستند، باشند، بدون هیچ قید و شرطی باید آنها را پذیرفت. تنها در این صورت است که روابط شما به درستی ایجاد شده و ادامه می یابد. روی دیگر سکه این است که نباید اجازه دهید که دیگران شما را کنترل کنند، نباید قضاوت های آنها را بپذیرید و نباید اجازه دهید تا همچون موم در دست دیگران باشید و هر طور که آنها خواستند، شوید . یک رابطه بر اساس مقایسه شکل نمی‌گیرد. بلکه بر این اساس است که دو طرف با یکدیگر صادق بوده و در تمام جنبه ها مطابق میل و نظر خودشان رفتار و عمل کنند.

معمولاً تمام تلاش‌های افراد در جهت ساختن بهترین ارتباطات است و این کار سختی نیست.  اگر لازم است تا موضوعی را گوش کنید واقعا این کار را انجام دهید. اگر لازم است ، سکوت کنید و اجازه دهید تا دیگران صحبت کنند. یکی از خواسته های بیشتر مردم این است که شنیده شوند. نباید برای تقاضای چیزی روی دیگران فشار بیاورید حتی اگر فکر می‌کنید که این کار لازم است. نباید دیگران را وادار به تغییر کنید. چون در این صورت روابط شما به هم ریخته و نابود می شود .

اشتباه چهارم : زیاد اهمیت می دهید بزرگترین اشتباهات در زندگی

بر اساس طرز فکر بودایی ها، علت رنج و عذاب وابستگی است. به عبارت دیگر وقتی به چیزی زیاد اهمیت داده شود، به دنبال آن رنج خواهد بود.

مشکلات فقط مشکلات هستند چون شما به آنها اهمیت می دهید. بیشتر مسائل واقعا ارزش اهمیت دادن ندارند. به قول معروف” هیچ چیزی ارزشش را ندارد”

بیشتر مردم در حال جنگیدن( نگران بودن، تلاش برای تغییر دادن، شکایت کردن، تجزیه و تحلیل کردن) با موضوعاتی هستند که یا اصلاً مهم نیستند و یا قابل تغییر کردن نیستند. بزرگترین اشتباهات زندگی

واقعیت این است که تغییرات همواره وجود دارند اما شما نمی توانید عامل آن تغییرات باشید، چرا که جهان ساز و کار مختص خودش را دارد و به زور و اجبار واکنش درستی نشان نمی دهد. بنابر قوانین فیزیک هر چیزی مقدار حرکت یا مقاومت طبیعی خود را نسبت به نیروی مقابل دارد و تلاش می کند تا در راستای حرکت اولیه اش ادامه مسیر بدهد.

لائوتسه می‌گوید:می توان دنیا را کنترل کرد به شرطی که در آن دخالت نکرده و اجازه دهیم هر چیزی کار خودش را انجام دهد.

برای کامیابی، دنبال تغییرات در دنیا نباشید. اجازه دهید هر چیزی کار خودش را انجام دهد. البته این جمله به معنی این نیست که نباید هدف داشت و هیچ اقدامی نکرد بلکه به این معناست که با توجه اهداف ، اقدامات لازم در جهت رسیدن به آنها ، باید در هماهنگی و سازگاری کامل با اوضاع و شرایط باشند. نیرویی برتر از نیروی شما وجود داردکه همه چیز را کنترل میکند و باید به آن احترام گذاشت.

به قول  لائوتسه: آنهایی که سخت به دنیا چسبیده اند هرگز موفق نخواهند شد. دنیا یک ابزار عجیب و قدرتمند است که به هیچ وجه قابل کنترل نیست.

بزرگترین اشتباهات

اشتباه پنجم : شما سازگار و انطباق پذیر نیستید بزرگترین اشتباهات در زندگی

لائو تسه می گوید : هیچ چیز در جهان انعطاف پذیرتر از آب نیست. وقتی منجمد است (سخت و با استحکام)  ،هیچ چیز یا هیچکس نمی تواند در مقابلش ایستادگی کند. چون راهی برای تغییر آن پیدا نمی کند. در حالت مایع نیز با اینکه بسیار انعطاف پذیر است ، قادرست سخت ترین سنگها را نیز دچار سایش و فرسایش کند.مفهوم این گفته اینست که ملایمت و انعطاف پذیری بر سختی و قدرت غلبه می کند.همه این جمله را بارها شنیده اند و می دانند اما هیچکس نمی تواند همانند آب عمل کند.

مثل یک آفتاب پرست که متناسب با شرایط محیط اطرافش تغییر رنگ می دهد،برای پیشرفت، بسته به اینکه با چه کسی هستید و در چه شرایطی قرار دارید، نسبت به تغییر در رفتار و اعمال خود هوشیار باشید و اقدام کنید.جالب است بدانید که برخی افراد یک کار جدید را شروع می کنند و توقع دارند که شرایط کاری جدید ، خودش را با آنها تطبیق دهد. نتیجه این می شود که آنها موفق و خوشحال نخواهند بود و کار جدید نیز ادامه نخواهد داشت.بدون انعطاف پذیری و انطباق با شرایط ، پیشرفت و موفقیتی حاصل نخواهد شد. با اصرار داشتن بر انجام کاری به یک نحو خاص،تلاش بر ایجاد تغییرات به زور در محیط و پیرامون خود با هدف انطباق آنها با خودتان ،توفیقی حاصل نمی شود.مثل کادو پیچ کردن آب در کاغذ کادو!

مردمان موفق بسیار زیرک بوده و با شرایط تطبیق می یابند: ذره ذره ی موقعیت و شرایطشان را دنبال می کنند نه اینکه با آنها بجنگند. منعطفترین افراد کسانی هستند با قدرت کنترل و تاثیر گذاری بالا.در علم ان ال پی(علم برنامه ریزی عصبی کلامی ، مهارتی است برای تغییر سبک زندگی در جهت موفقیت) بحث فنی در این زمینه وجود دارد به نام قانون ضرورت تنوع، به این مفهوم که افراد با انعطاف پذیری بالا در شرایط مختلف قدرتمندتر از دیگران هستند چون بر خودشان بطور سازنده و مثبت تاثیر گذار هستند.انعطاف و آمادگی برای تغییر و مطابقت سریع  از ویژگی های بارز اشخاص موفق است.بقول ادوارد بونو ” اگر نمی توانی شرایط آینده را درست و دقیق پیش بینی کنی ، پس باید برای مواجهه با احتمالات آینده خود را آماده کنی.”

” اگر نمی توانی شرایط آینده را درست و دقیق پیش بینی کنی ، پس باید برای مواجهه با احتمالات آینده خود را آماده کنی.”

اشتباه ششم : شما مسئولیت پذیر نیستید

بزرگترین اشتباهات در زندگی

ویکتور فرانکل روانپزشک اتریشی که در اردوگاه آشویتس (اردوگاهی که نازی ها در جنگ جهانی دوم یهودیان را در آنجا در وضعیت بسیار بدی بازداشت، شکنجه و می کشتند) زندانی بود بعد از نجات معجزه آسا از زندان نازی ها کتابی نوشته به نام “انسان در جستجوی معنا”. او در این کتاب سعی کرد تا نشان دهد همه انسان ها همواره در زندگی یک انتخاب دارند .حتی در سخت ترین شرایط نیز آزادی وجود دارد. افرادی که توانستند زنده بمانند کسانی بودند که به خودشان  و کنترل بر سرنوشت زندگی شان باور داشتند. افرادی که به این موضوع باور نداشتند و همواره به دنبال  انتقاد کردن و مقصر یافتن بودند، نتوانستند زنده بمانند. دو دسته افراد وجود دارند: دسته اول کسانی هستند که مسئولیت رفتارها و کردارهای خود را به عهده میگیرند و دسته دوم افرادی هستند که دوست دارند نقش قربانی را بازی کنند. برای ایجاد تغییرات در شرایط و وضعیت باید به صورتی غیر انفعالی عمل نمود یعنی هر کاری که لازم است انجام بشود را انجام داد تا بتوان تغییرات ایجاد نمود. قربانی بودن یعنی انجام ندادن کارهای لازم و موثر و تمرکز بر پیدا کردن این که چه کسی یا چه چیزی مقصر است . افرادی که قربانی هستند یااحساس می کنند که همیشه قربانی هستند ،هیچ گاه موفق و پیروز نخواهند بود.

فعال و پیش قدم بودن،  به عنوان عادت اول در کتاب هفت عادت مردمان موثر نوشته استیون کاوی معرفی شده است. در علم  ان ال پی نیز بیان می شود که یک انسان یا در مقام علت است یا درموقعیت معلول قرار دارد. برای پیشرفت لازم است تا در مقام علت باشید، ابتکار عمل را برای ایجاد تغییرات در مراحل زندگی به دست بگیرید و این کار را با انطباق رفتارها و اعمال خود و تاثیر گذاری روی اطرافیان انجام دهید . به این ترتیب نسبت به قوایی  که برای این کار گذاشته اید می توانید بر شرایط مسلط شوید.  و این همان جوهره و اساس قدرت شخصی انسانها است.

انسان هیچ گاه نمی تواند به زور و اجبار دنیای اطراف خود را تغییر بدهد،  اما می‌تواند طرز فکر و طرز رفتار خود را تغییر بدهد. مادامی که خودتان را یک قربانی ببینید هیچگاه نمی توانید در مقام علت ظاهر شوید .بودن در مقام یک قربانی یعنی ناتوانی در ایجاد هرگونه تغییر،  شکایت و آه و ناله درباره شرایط و سرزنش  و انتقاد از دیگران به دلیل  موقعیتی که در آن قرار دارید.

بزرگترین اشتباهات

اشتباه هفتمدیدگاه تک بعدی در زندگی دارید بزرگترین اشتباهات در زندگی

 دنیا جایی است که ما خودمان آن را می سازیم. به عبارت دیگر هر طوری که بیاندیشیم ، زندگی ما بر همان اساس رنگ واقعیت می گیرد. بیشتر مردم به شکل تک بعدی به مسائل و اطراف خود نگاه می کنند و همان دیدگاه خود را معیار درست و غلط بودن قرار می دهند. دیدگاه شما چیزی نیست جز مجموعه ای از فیلتر های ذهنی که در طول زندگی خود آنها را ایجاد کرده اید. بیشتر انسانها حتی این فیلترها را ارزیابی نیز نمی‌کنند. اما می توان این دیدگاه ها را کنار گذاشت و یا تغییراتی در آنها ایجاد نمود.

 یک روش برای ارزیابی این فیلتر ها و به چالش کشیدن آن‌ها ، این است که طرز فکر دیگری را برای خود در نظر بگیریم. یعنی از دریچه دیدگاه های دیگر به زندگی نگاه کنید. از سه جایگاه می‌توانید اتفاقات زندگی را ملاحظه کنید. اول از همه از جایگاه خودتان و از دریچه نگاه خودتان به زندگی نگاه کنید. این همان جایگاهی است که اکثر مردم عادت دارند تا بیشتر اوقات به اطراف نگاه کنند. جایگاه دوم دیدن زندگی از دریچه نگاه شخص دیگری است. هنگامی که با نظر کسی مخالف هستید،این روش می تواند مفید و موثر واقع شود. در واقع باید خودتان را جای آن شخص قرار داده  و از زاویه نگاه او به موضوع نگاه کنید. یکی دیگر از عادات افراد موثر در جهان طبق گفته استیون کاوی این است که اول بفهمید سپس بفهمانید. جایگاه سوم دیدن اتفاقات از منظر یک فرد سوم شخص است . یعنی از موقعیتی خارج از موقعیتی که خودتان در آن هستید. این جایگاه دیدگاه بسیار مفید و ثمربخشی به شما می دهد چون بین شما و شرایط فاصله ایجاد می کند ، ضمن اینکه تصمیم گیری های احساسی را نیز از دایره تصمیمات شما خارج می‌نماید

تکنیک دیگر این است که طور دیگری به مسائل نگاه کنید. والدینی را در نظر بگیرید که فرزندی دارند که  آنها را کلافه و خشمگین کرده چرا که اصلاً علاقه ای به همکاری کردن در خانواده ندارد. آن فرزند در نظافت و مرتب کردن خانه همکاری نمی‌کند، به موقع به خانه بر نمی گردد و یا موارد این چنینی. در نگاه اول پدر و مادر از بعد منفی به رفتار فرزندشان نگاه می کنند یعنی می گویند او یک فرزند غیر مطیع و بی فکر است که به خانواده احترام نمی گذارد. اما اگر طور دیگری به قضیه نگاه کنند، ممکن است اوضاع به کلی متفاوت شود. مثلاً در سالهای بعد استقلال رای او به عنوان یک ویژگی به کار بیاید. ولی مطیع بودن باعث می شود که همواره منتظر دریافت دستورات از دیگران باشد و همین امر سبب عقب نگه داشتن او از پیشرفت و رشد بشود. به طور نرمال هر پدر و مادری بهترین‌ها را برای فرزند خود می خواهد، پس اگر بر پتانسیل های مثبت فرزند خود اعم از رفتار و کردار توجه کنند آن وقت زاویه ی نگاه به موضوع طور دیگری خواهد بود و روابط آن ها نیز بهتر می شود. 

اشتباه هشتم : شما نمی دانید چه می خواهید

بزرگترین اشتباهات در زندگی

  این یکی از اساسی‌ترین اشتباهات بیشتر انسانها است. اگر مرتکب چنین اشتباهی شوید هرگز موفق نخواهید بود.

 آیا تا به حال هدف گذاری کرده اید؟ آیا تجسم کرده اید که سال بعد همین موقع چه خواهید داشت؟ دو سال بعد یا ۱۰ سال بعد چطور؟ بدون دانستن این که چه می‌خواهید و چه هدفی دارید، مثل یک قایق سرگردان اسیر دست امواج و باد در دریا خواهید بود . زمان با ارزش را تلف خواهید کرد. بیشتر مردم واقعا نمی دانند که از زندگی چه می خواهند اما آنها می دانند که در زندگی چه چیزی یا چه چیزهایی را نمی خواهند. .یک دستاورد مناسب، حاصل دانستن یک خواسته ی واضح و مشخص است. ذهن ناخودآگاه فرقی بین افکار مثبت و افکار منفی یا خواسته های مثبت و منفی قائل نیست، پس همواره باید تلاش کرد تا با مشخص کردن خواسته ها به طور واضح و دقیق در یک چهارچوب زمانی مشخص به زندگی خود معنا و جهت بدهید. نقطه شروع موفقیت دقیقا همین نقطه است.

داشتن اهداف مشخص به معنی تعقیب آنها به زور و اجبار نیست بلکه باید با شور و علاقه باشد. ضمن اینکه لزوما هر کاری که میکنید ممکن است در همان لحظه نتیجه ای عاید شما نکند .برای موفقیت قانون کاشت، داشت و برداشت را در نظر بگیرید. موفقیت و دستاوردهای بزرگ حاصل پروسه ای است که شما به صورت مستمر و با دقت و وسواس و انرژی بالا مشغول انجام آن هستید.برای پیشرفت و رشد نباید با دنیا مبارزه کرد بلکه باید با آن همراه شد و از قدرت آن به نفع خود استفاده نمود. باید انعطاف پذیر بود و خود را با شرایط سازگار کرد. تنها در این صورت است که دروازه ی  فرصت های جدید به روی شما باز خواهند شد، هر چند ممکن است دقیقا مطابق میل و نظر شما نباشند.

 

بزرگترین اشتباهات

چنانچه این مطلب برای شما مفید و ارزشمند واقع شده است، می توانید برای تهیه نقشه ذهنی مصور مربوطه از طریق دکمه زیر اقدام فرمایید.مسلما اگر موارد ذکر شده را به دقت مطالعه، درک و عمل نمایید،این نقشه، مرجع بسیار ارزشمند و موثری خواهد بود.