هدف گذاری ( بخش سوم )

|

پس تصورکنید الان به هدف و خواسته تان رسیده اید چه حسی دارید؟ حس خوب آرامش، غرور، افتخار، رضایت؟ چه کیفیتی دارد؟ ، چه تفاوتی با وقتی نداشتید کرده اید؟ آیا احساس سبکی و رضایت دارید؟ چه از بعد مادی و چه غیر مادی؟ ، چه شخصیتی شده اید ؟آیا رشد کرده اید؟  الان قادر به  انجام چه کارهایی هستید؟ الان چه مسئولیتهایی دارید؟ سبک زندگیتان چه تغییری کرده؟ و …..اما یک نکته بسیار مهم را باید بدانید: به اینکه در مسیر رسیدن چه از سر شما گذشته توجه نکنید. چون ذهن شما را منحرف می کند و ترس و تردید و اهمالکاری را به ارمغان میاورد. اگر قدرت تصور و تجسم شما ضعیف است، در دنیای واقعی نمونه های مشابه خواسته یا هدفتان را پیدا کنید و برای خودتان شخصی سازی کنید. مثلا ماشین مورد علاقه ات، گردنبند یا خانه مورد علاقه ات را از نزدیک ببین و لمس کن و تجربه کن، اگر احساس رضایت و شادی داری و اگر احساس غرور و لیاقت داشتن آن را داشتی، هدفت را درست انتخاب کرده ای و باید متعهد شوی تا به آن برسی. یا ورزشکار یا شخصیت معنوی مورد علاقه ات را از نزدیک ملاقات کن. یا فیلمهایشان را ببین، بیوگرافی شان را مطالعه کن. مسلما اگر حس خوبی نگرفتی یعنی این هدف خواسته واقعی ات نیست.

از همه مهمتر اینکه اقدام ، پیامد حاصل از عشق و علاقه و تصور و توجه و تمرکز است. اقدامات همسو و هم جهت با مسیر، به شما الهام میشوند ( تو پای در راه بنه و هیچ مپرس   خود راه بگویدت که چون باید رفت)  بنابر قانون تکامل همه مسیر یکباره برایت روشن و مشخص نمیشود بلکه، این مسیر قدم به قدم طی می شود و با هر قدم که بر می داری قدم بعدی روشن می گردد. مثل بازیهای کامپیوتری همه چیز مرحله بمرحله جلو می رود، یعنی اگر مسیر را درست طی کرده باشی، درب ورود بمرحله بعد برایت ظاهر میشود.  مثل زمانی که طی می شود تا یک کودک مثلا شش ماهه شروع به حرکت از جایش می نماید و پس از مدتی سینه خیز میرود، و همینطور مرحله به مرحله ادامه می دهد و پیش می رود تا بالاخره راه رفتن و دویدن را یاد می گیرد. شاید قدمی که بر می داری شکست بخورد و به نتیجه و هدفت نرسی اما، این تجربه و درس عبرت برای رسیدن به نتایج بهتر بعدی خواهد بود. لذا دلسرد نشو و حرکت کن. برای اهداف بلند مدت ، همانطور که در بخش دوم اشاره شد باید آنرا به اهداف کوچکتر تقسیم بندی کنی و در هر مرحله طبق برنامه روی مرحله بعد تمرکز کنی و انرژی بگذاری، با این کار هم روحیه و انگیزه ات را حفظ می کنی و تقویت می کنی و هم اعتماد به نفست را افزایش می دهی.

الان  به احتمال زیاد ، آماده ای تا بتوانی اهدافت را دوباره بنویسی. اما…

اما قبل از آن برای کمک به شما و شفافتر شدن موضوع، به این سوالات فکر کن و واضح و با جزییات دقیق جواب بده:

ده سال دیگه میخواهی کجا باشی، یعنی چه دستاوردهایی داشته باشی؟ از همه نظر مثلا سلامتی، روحیه، ثروت، ملک، ویلا، ساعت، ماشین، پست و مقام، روابط خانوادگی و در کسب و کار و تحصیلات و گشت و گذار حتی دور دنیا و سفر به ماه یا  ….؟اصلا به بازنشستگی فکر نکنید چون شما کار نمیکنید بلکه زندگی میکنید.
فرض کن عمر دوباره بهت دادن، سی سال وقت داری، آخر این سی سال، آیا خودت را فرد موفقی می بینی؟ یعنی باید چه کارهایی کرده باشی، چه دستاوردهایی کسب کرده باشی؟
فرض کن الان 10 میلیارد داری باهاش چکار میکنی؟( سود گرفتن از بانک یعنی داشتن ذهن فقیر). داشتن چه چیزهایی حس آرامش و خوشبختی به شما میدهد؟
فرض کن کلا سه ماه زنده ای میخواهی در این مدت چه کارهایی انجام بدی؟  مشخص کنید چه کارهایی را نمیخواهید انجام بدهید. چه عادتهای بدی را میخواهید با عادتهای خوب جایگزین کنید؟ از بعد معنوی و ارتباط با خدا میخواهی در چه کیفیتی باشی؟  قبلا هم گفتیم که برای هر هدفی یک چرا وجود دارد.اگر پاسخ قوی برای آن هدف یاخواسته نداری، یعنی آن هدفی نیست که قلبا بخواهی و احتمال زیاد هم به آنها نمی رسی، چون یک انتخاب از روی هوس و هیجان زودگذر بوده است.

با انجام این تمرینات،اوضاع در ذهن شما سر و سامان می گیرد و مرتب تر میشود.لیست اهداف شما کوتاه میشوند و می فهمید که بسیاری از اهداف شما صرفا اهداف کوتاه مدت یا میان مدت هستند برای رسیدن به هدفهای نهایی و بلند مدت . با درک این موضوع راه هموارتر میشود و انگیزه بالاتر می رود. مثلا فرض کنید قصد دارید زبان انگلیسی یاد بگیرید. مسلما راه سختی در پیش رو خواهید داشت. چون مغز انسان در تلاش برای حفظ وضع موجود است و در این مسیر مسائلی بوجود می آیند که به نظر بسیار بزگ و غامض می آیند، اما اگر هدفتان مهاجرت به کشوری دیگر باشد، یادگیری زبان چالش کمتری برایتان خواهد داشت و راحتتر به آن خواهید رسید. حالا مهمترین مهمترین ها را بنویسید. اما قبل از نوشتن بدانید که قانون شکرگزاری در همه مراحل و در همه حال بشدت تاثیرات مثبت دارد. شکر نعمت نعمتت افزون کند .قبل از رسیدن به هدفت ، بگونه ای شکرگزاری کن که انگار الان فلان چیز را داری و از داشتن آن خوشحالی، و از خدا ممنون باش. فقط اراده کن و باور کن داری و از آن عبور کردی، آنرا خواهی داشت. چون انسان، ماشین اثبات باورهایش است. اگر باور کند خوشبخت است، تمام انرژی و توجهش صرف اثبات خوشبختی اش میشود و اگر باور کند فقیر است یا مریض است یا بدبخت است، آنوقت تمام وجودش متمرکز میشود تا آنها را اثبات کند.
سه هدف الویت دار را بنویس ولی فعلا روی یک هدف تمرکز کن،طبق همان قانون ذره بین که قبلا گفته شده است.بعد با بدست آوردن آن هدف به سراغ الویتهای دو و سه می روی .حالا الویت دو شما میشود الویت یک و الی آخر . در همه حال توجه و تمرکرت روی آن باشد. نوشتن اهداف رابطه اهداف و باورها نوشتن اهداف رابطه اهداف و باورها نوشتن اهداف رابطه اهداف و باورها

بخش سوم : همسو کردن باورها با هدفها و خواسته ها

در این مسیر مجموعه ای از بایدها و نبایدها وجود دارند که حتما بایستی رعایت کنید. راز بقا میگوید همیشه قوی برنده است و ضعیف بازنده. در نبرد بین باور و خواسته هم، همیشه باور برنده است. پس اگر قصد داری به خواسته ها و هدفهایت برسی، بسیار بسیار مراقب باورهای مزاحم و مانع شونده باش. مثلا اگر هدفت کاهش وزن است،و باورت اینست که پوستت خراب میشه یا صورتت خراب میشه،هیچوقت نمی توانی وزن کم کنی، بدلیل داشتن همین باور، بعد از مدتی رژیمت را رها می کنی.چون باورت با خواسته ات همجهت نیست. یا مثلا دوست داری بری موزه لوور یا برج ایفل را ببینی، اما باور داری چون مجبوری بری سرکار و پول دربیاری، نمیتونی. پس به احتمال زیاد به این هدف نخواهی رسید.یا این افراد با این شرایط به خواسته هایشان نمیرسند :کسی که دوست داره پولدار شه اما باور داره پولدار شدن باعث میشود که فرد چشم بخورد یا شخصیت منفوری میشود. کسی که دوست داره کسب و کارش را گسترش بده اما باور داره که زندگی خانوادگیش و روابط عاطفیش بهم میخوره. کسی دوست داره موفق بشه، اما باوره داره مغرور میشه. قانون میگوید همیشه باورها پیروز هستند. کسی که میخواهد در فلان دانشگاه درس بخواند اما باورش اینه که با این تعداد شرکت کننده نمی تواند قبول شود.کسی که قصد مهاجرت دارد اما باور دارد که خودش یا اعضای خانواده اش تنها می مانند و افسرده می شوند.

برای رسیدن به…