هدف گذاری ( بخش پنجم و آخر )

باید انرژی و انگیزه خودتان را حفظ کنید:
خودتان را متناسب با هر پیشرفتی تشویق کنید و بعد از چند پیشرفت و حرکت و رشد، برای خودتان مراسم جشن بگیرید. با این کار هم به خودتان احترام گذاشته اید و هم اذعان به رشد کرده اید و نتیجتا انگیزه بیشتری برای ادامه پیدا می کنید.
از اهرم رودربایستی به نفع خودتان استفاده کنید:
مثلا راجع به هدفتان به کسی یا کسانی که با شما همجهت اند و صلاحیت دارند صحبت کنید، آنها گروه پشتیبان هستند و به شما کمک می کنند و روحیه میدهند و، شما برای حفظ غرور و وجهه خودتان هم که شده ، انگیزه برای حرکت پیدا میکنید.
فیلمهای انگیزشی ببینید، کتابهای بیوگرافی انگیزشی بخوانید. مثل جنگجوی درون، بسوی خوشبختی، بازی تقلید و …
از اهرم رنج و لذت به نفع خودتان استفاده کنید:

مغز انسان در تصمیم گیری ها و انتخاب ها طوری عمل می کند که الویت بین لذت و دوری از رنج، لذت را انتخاب می کند و در مواقعی که هر دو در شرایط مساوی وجود دارند، الویت را فرار از رنج در نظر می گیرد. ( مثل وقتی که می خواهید شرط بندی کنید اول از باخت می ترسید چون نمی توانید رنج از دست دادن موضوع شرط را تحمل کنید). لذا در همه موارد مغز ما دستور میدهد که طبق اهرم رنج و لذت حرکت کنیم، یعنی برای فرار از رنج و به قصد رسیدن به لذت عمل می کنیم.در نبرد بین رنج و لذت، همیشه رنج برنده است. ذهنتان را با کمک تجارب قبلی خود و یا کمک از گروه پشتیبان (کسانی که با شما همجهت اند و صلاحیت دارند) برنامه ریزی کنید تا قبل از تلف شدن زمان و انرژی و …. و وارد آمدن فشار خارجی و استرس و اضطراب، از تنبلی و اهمالکاری دوری کنید و نگذارید که کار بجاهای باریک کشیده شود. مثلا بعد از کلاس، نباید آن درس را رها کنی و بروی سراغ تفریح و فیلم و سریال و … ( لذت) تا شب امتحان و از ترس مردود شدن، از ترس داد و بیداد خانواده، یا ضایع شدن و عقب ماندن از دوستانت ( رنج ) ، مجبور باشی بکوب درس بخوانی تا قبول بشوی. اکثر ما این تجربه را داریم، پس با یادگیری از اشتباهات ( در اینجا رنج و لذت) و کسب تجربه، مجددا مرتکب این اشتباه نشوید.اگر میخواهید کارهایی که به نظرتان بسیار سخت و رنج آور است را انجام دهید و آنها را به کارهایی لذت بخش تبدیل کنید، باید به نتایج فوق العاده ای که بابت انجام آنها بدست می آورید فکر کنید و تمام تمرکزتان روی رسیدن به آن نتایج باشد. مثلا برای فرار از رنج داشتن اندامی نامتناسب و مبتلاشدن به بیماریهای مختلف مثل افسردگی، پوکی استخوان، دیابت،و … است که (یا برای لذت داشتن اندامی سالم و متناسب)در هر سنی، در هر شرایطی، در هر آب و هوایی بطور منظم ورزش می کنید،یا فست فود و غذاهای سرخ کردنی را کنار می گذارید. یا افراد، برای فرار از رنج پرداخت جریمه های سنگین رانندگی، قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت می کنند. حتی در کشورهای پیشرفته هم وجود قوانین سختگیرانه باعث میشود که افراد بخاطر فرار از رنج جریمه و مجازاتهای سنگین، قانون مدار باشند و نه بخاطر لذت انسان خوب بودن و قانونمند بودن. گاهی کارهایی هستند که هم رنج دارند هم لذت ، مثل درس خواندن، اما تا زمانی که لذت بیشتر باشد، لذت قویتر است، یا اگر رنج بیشتر باشد، اهرم رنج قویتر است. وقتی به نقطه عطف برسید تصمیم می گیرید که دست از یک کار مضر مثل سیگار،مواد مخدر و….  بردارید. هرکسی خودش بخواهد ( و نه به زور و اجبار ) می تواند از این اهرم در نفطه عطف استفاده کند.
تمرکز خود را فقط روی موارد مثبت و رسیدن به موفقیت قرار بدهید. با خوشبینی و مثبت اندیشی بهتر پیش می روید. در غیر اینصورت سیل نگرانی ها و شک و تردیدها و ترس از شکستها، اجازه هیچ حرکت و تفکری به شما نمی دهند. ( یعنی ذهن برای فرار از رنج نگرانی ها و ترسها، ترجیح میدهد که اصلا برای آن هدف ورود نکند و وضعیت موجود را حفظ نماید) اهرم رنج و لذت هدف گذاری اهرم رنج و لذت هدف گذاری اهرم رنج و لذت هدف گذاری اهرم رنج و لذت هدف گذاری
چه کاری را بخاطر تنبلی انجام نمیدهی؟ موارد رنج آور و موارد لذت آور را با اغراق بنویس و سعی کن راه حل پیدا کنی. مثلا چه اقداماتی را باید انجام بدهی تا از نقطه تنبلی حرکت کنی و به نقطه انضباط فردی و فعال بودن برسی.

چقدر باید بابت خوسته ها و اهدافتان هزینه کنید؟
بدانید و بپذیرید که برای رسیدن به اهداف و خواسته ها باید اقدام کنید و باید بهای آنرا بپردازید. هر کاری لازم است باید و باید، با رضایت و بدون اجبار انجام بدهی حتی تا قربانی کردن بالاترین دارایی تان یعنی تا پای جان. مثلا صبح زود بیدار شدن، در شرایط آب و هوایی سخت کار کردن، روزانه 20 ساعت کار کردن، یادگیری مهارت های جدید و ماهر شدن، تحمل سرما و گرما و تنهایی و دوری از خانواده و تحقیر شدن و پول و مال و اموال، انضباط، ترک عادتهای بد، ایجاد عادتهای مفید و سرو کله زدن با انواع و اقسام آدمها و ….. این قانون است و همه افراد موفق بهای موفقیتشان را پرداخته اند. در دنیای واقعی هم همینطورست، کسی همینطوری و بی اجر و مزد کاری برایت انجام نمیدهد. هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیرد.رسیدن به هدف اهمیت دارد ولی مهمتر از آن رسیدن به تغییرات خوب در شخصیت و انعطاف پذیری و دستیابی به توانایی های خاص و مختلف  و افزایش اعتماد بنفس و عزت نفس است، حتی اگر هدف شما هدف ارزشمندی نبود، باز هم با رسیدن به آن شما متحول شده اید، قطعا یک فرد با تجربه تر و آگاهتر خواهید شد و میتوانید از آن برای رسیدن به اهداف جدید و بزرگتر استفاده کنید. در مسیر رسیدن به اهداف، به موانع و مشکلات زیادی بر می خورید که باید از پس آنها برآیید. بی نهایت راه برای رسیدن به اهداف و خواسته ها وجود دارد،بخصوص وقتی که دیگر فکر می کنید همه راهها بسته است، مثل وجود ممنوعیت های قانونی و شرایط نامساعد آب و هوایی و فرهنگی و…. مثل آب باشید، هرجا به مانع بر میخورد بالاخره با انعطاف پذیری و تلاش و اصرار راهش را پیدا میکند.یا راهی پیدا کن یا راهی بساز. اصلا به چسطهایی مثل نمیشه و اینکار نشد است حتی فکر هم نکنید چه برسد به اینکه در موردش حرف بزنید. خودتان را و ذهنتان را محدود نکنید، دست کائنات و خدا را نبندید.

داشتن عزت نفس و تیم پشتیبانی

آیا قدرت تجسم و تصور اینکه به هدفت رسیده ای را داری؟ باور می کنی که تو به فلان خواسته ات رسیده ای؟ مثلا تناسب اندام، داشتن سلامتی و رهایی از بند بیماری، داشتن پول، کسب مقام قهرمانی، یا …. رسیدن به اهدافت بابت حس لیاقتی که داری است یا بخاطر حرف دیگران و اثبات خود به دیگران؟ هر خواسته ای اگر بخاطر حس ارزشمندی و لیاقت خودت باشد، کمک می کند تا احساس رضایت و احساس خوشحالی ماندگار داشته باشی، در غیر اینصورت باز هم خوشحالی تو دوام نخواهد داشت.

اعتقاد به استفاده از امکانات و منابع( کمک دیگران و امکانات دیگر مثل اپلیکیشنها و نرم افزارها و ابزارها و …. از ایده های آنها گرفته تا راه و روش انجام کارها و …) :  بجای سخت کار کردن و زحمت زیادی کشیدن و ساعات طولانی کار کردن باید هوشمندانه و مدبرانه کار کنید. از اهرم( نیروی دوستان و تیم کاری و دیگران) و قرقره استفاده کنید تا انرژی و وقت کمتری صرف شود. بهره وری را بالا ببرید. یعنی بدون غرور و نگرانی از دیگران درخواست کمک کنید. هم راه و روش ارتباط با دیگران را بهتر یاد می گیرید هم میفهمید قرار نیست آدم خودش همه چی را بلد باشد و خودش انجام بدهد. ارتباطات اجتماعی را گسترده تر و قویتر میکنی. از ایده ها و پیشنهادات دیگران و ترکیب و اصلاح آنها استفاده کن. فقط مراقب باش باورهایت را با نمیشه و ولش کن و … تضعیف نکنند.شرکتهای بزرگ بخوبی از امکانات استفاده می کند مثل استارتاپ ویکندهای گوگل که در انتها گوگل با کمترین هزینه، استارتاپهایی که از کلیه مراحل با موفقیت گذشته اند را انتخاب میکند و استفاده نهایی را می برد.

شرایط محیطی خود را طوری مهیا کنید که یادآوری کننده دائم اهداف و خواسته هایتان باشد تا دچار روزمرگی و حواس پرتی نشوید. با اینکار تمام توجه و تمرکز خود را معطوف به خواستهایتان میکنید. مثلا بکگراند لپ تاپ، سقف اتاق خواب، روی میز کار ، ریمایندر موبایل، روی تلویزیون،و….. بطوری که دائم توجه و تمرکزت را متمرکز کند. هر هفته آنها را مرور و بروز رسانی کن، بررسی کن برای رسیدن به خواسته ات چکار کردی؟ چقدر نزدیک شدی؟ چقدر دور شدی؟ کجای کار اشکال دارد؟ بپرس آیا باید هدفم را عوض کنم و ….. همه اینها میشوند اهرم برای تمرکز روی اهداف.

برای اینکه الهام ها را دریافت کنی باید باور کنی که خداوند میخواهد به شما کمک کند و رشد کنید. چون قانون جهان رشد و گسترش است. اتصال دائمی به منبع اصلی که خداست داریم و مسیر دریافت کمک ها و الهام ها باور داشتن همین هاست. به اندازه لیاقت و احساس ارزشمندی مان کمک دریافت میکنیم. اگر به خدا اعتقاد نداری، اصلا کاری به سرچشمه نداشته باش ولی قطعا به این اعتقاد داری که مطالعه یک کتاب، تماشای یک فیلم بیوگرافی، شرکت در یک سمینار یا جلسه کاری یا مهمانی، هم صحبتی با افراد توانا و موفق و مطالعه زندگینامه افراد تاثیرگزار در دنیا و … به شما الهام می دهند، یعنی خودت قبلا هر جور فکرمی کردی و بررسی می کردی یا راجع به موضوعی به یقین نمی رسیدی یا اصلا فکرت به آن روشها و ایده ها و امکانها نرسیده بودید، اما این موارد الان به شما ایده و انگیزه می دهند، فقط باید تمرکز کنی روی خواستهایت و نه روی ناخواسته هایت.

وقتی به هدف اول رسیدی، باید همین روال و پروسه را برای رسیدن به هدف دوم طی کنی و بعد هدف سوم و …. این روال تا زمان مرگ ادامه پیدا کند. انسان بدون هدف انسان سرگردان است، انسانی است که حوادث و شرایط او را کنترل می کنند، تواناییها و مهارتهای او بلااستفاده می ماند، احساس پوچی و روزمرگی او را در خود می پیچد، احساس لذت و آرامش از بین می رود. زندگی یعنی اشتیاق و حرکت رو بجلو تا احساس بی انگیزگی و بی ارزشی نکنید. رشد و گسترش قانون طبیعت است و هیچگاه نباید متوقف شود.مثلا خیلی از ورزشکاران مثل ژان کلود وان دم، پس از رسیدن به شهرت و ثروت ، دچار اعتیاد شد و تمام شهرت و اعتبار و جذابیتش را از دست داد. خیلی از هنرمندان خودکشی کردند. اما افراد موفق مثال هاوکینگ و جابز تا لحظه آخر دنبال اهدافشون بودند.

تمرین عملی برای تقویت عزت نفس (فونداسیون همه چیز)

یک تسبیح شیک بگیر و دانه به دانه ذکر بگو: ” من خودم را دوست دارم” “من به خودم احترام می گذارم” ” من لایق بهترین ها هستم” و… هدف هدفگذاری تعیین هدف هدف گذاری اهداف هدف هدفگذاری