هدف گذاری ( بخش اول )

|

مشخص کردن اهداف یا همان خواسته ها

قدم اول: اگر نمیدانی چه می خواهی یا هدف مشخص و با ارزشی نداری، یعنی غافلی و احتمالا فقط روزگار می گذرانی! درست مثل بچه ای که در خانه سرگرم بازی با اسباب بازی هایش است و همزمان نگاهی به تلویزیون که مشغول پخش کارتونهای تکرای است می کند، و اگر در پایان روز یا هفته از او سوال کنی که خب امروز چه کار کردی؟ احتمالا فقط نگاهت می کند و می گوید بازی کردم! البته برای یک بچه جواب به نظر کافی می آید، اما اگر از یک فرد بالغ سوال شود، اینکه بگوید مشغول بودم و یا کار کردم کافی نیست. به نظر شما باید چه جوابی بدهد؟
دلایل مختلفی می تواند برای بی هدفی وجود داشته باشد از جمله: تنبلی و اهمالکاری، افسردگی، ترس از شکست، ترس از حرف مردم،وابستگی به دیگران، و از همه مهمتر ناآگاهی و آموزش ندیدن و نداشتن احساس لیاقت و ارزشمندی. پس اگر هدف نداری، زندگیت معنا و مفهوم خاصی ندارد، تحرک و پیشرفتی نداری و رشد نمی کنی .
حتما چند روز در این باره با خودت خلوت کن، فکر کن و تصمیم بگیر که به کجا می خواهی برسی، یا کدام بخش از زندگیت را بهبود بدهی. باید از حالا به بعد آنچه را که فکر می کنی اهدافت هستند را، لیست کنی و حتما آنها روی کاغذ بیاوری تا فراموش نکنی. از معجزه نوشتن غافل نباش. سپس هر روز آنها را مرور کن، اگر هدفی نیاز به اصلاح دارد،حتما اصلاحات را انجام بده. خیلی از مواردی که در وهله اول بعنوان هدف یا خواسته مطرح می شوند در واقع اصلا هدف نیستند، بلکه هوس هستند. بیشتر اوقات،همین گام اول یعنی تعیین هدف، برای بسیاری از افراد تبدیل به یک کابوس میشود و کلا ماجرا را رها می کنند. چون در اوایل کار کمال طلبی، داشتن توقعات بالا از خود یا دیگران، جو گیر شدن، گرفتن تصمیمات احساسی و هیجانی در هدف گذاری، هدف گذاری از روی رقابت ، حسادت، چشم و هم چشمی و …. گریبان شان را می گیرد. لذا باید دقت کنی که به بیراهه نروی و در دام هوس ها گرفتار نشوی ، تا از پیامدهای منفی آن که شامل از دست دادن وقت و انگیزه و روحیه و از همه مهمتر حس ارزشمندی یا همان عزت نفس است، در امان باشی. با جمع آوری اطلاعات و استفاده از تجارب دوستان و افراد واجد صلاحیت، می توانی سطح توقع از خودت را منطقی تر کنی و برنامه ریزی واقعی تری داشته باشی. اهداف ارزشمند یعنی چیزهایی که الان نداریم و داشتن آنها به ما حس خوب پایدار و ماندگار میدهد ، اهداف ارزشمند، مواردی هستند که بنابر اهرم رنج و لذت، به ما آرامش و رضایت ماندگار میدهد. مواردی که خودشان محرک ما برای رسیدن به خواسته هایمان هستند. مواردی که نیازهای واقعی فرد هستند و شخص را وادار به برطرف کردن آن احتیاج و ارضای آن خواسته میکند. مثلا دندان درد شما را وادار میکند تا به دندانپزشکی مراجعه کنی، در هر زمانی از شبانه روز و به هر قیمتی خودت را به دندانپزشکی می رسانی تا به آرامش برسی و از درد و رنج خلاص بشی.
وقتی اهداف واقعی را پیدا کردی ، آنها را الویت بندی کن و الویت های یک و دو و سه را مشخص کن. حتی اگر دهها هدف داری، فعلا باید روی این سه الویت مهم تمرکز کنی، چون قاعده بر اینست که عملا تمرکز بر چندین هدف از کارایی فرد و کیفیت نتایج، کم می کند و زمان با ارزش تلف می شود اما نتیجه ای متناسب با زمان و انرژی مصرف شده بدست نمی آید.
در قدم دوم باید برای هر الویتی به شکلی واضح و دقیق بتوانی در دو سه خط بنویسی که چرا این هدف را میخواهم. نوشتن هدف، قوانینی دارد که حتما باید رعایت شوند تا نتیجه مطلوب حاصل گردد،این قوانین عبارتند از:
قانون اول: هدف باید بطور مثبت بیان شود، مثلا نگو که نمی خواهم مریض بشوم، بگو می خواهم سالم و سلامت باشم. یا مثلا فلان چیز را میخواهم.
قانون دوم: هدف باید قابل اندازه گیری باشد، مثلا نگو میخواهم پولدار بشوم، بگو 10 میلیارد تومان پول میخواهم.
قانون سوم: هدف باید حس کردنی باشد،مثلا نگو میخواهم خوشبخت بشوم، هرکسی تعریفی برای خوشبختی دارد، ببین اگر صاحب چه اموالی بشوی یا صاحب چه ویژگی های شخصیتی بشوی، احساس خوشبختی میکنی. بگو میخواهم صاحب فلان چیزها باشم و فلان اتفاقات برایم بیفتند. مثلا اگر فلان ماشین را میخواهی آنرا تصور کن و یا عکس ماشین مورد علاقه ات را بگیر و نگاه کن و بگو که این را می خواهم.
قانون چهارم هدف باید به نفع همه باشد،وقتی منبع خیر و برکت برای دیگران باشی کمک می کنی همه در این مسیر نفع ببرند، و وقتی کل جامعه نفع ببرند و سطح جامعه ارتقا پیدا می کند و یک جامعه ارتقا یافته، متقابلا باعث می شود تو هم منفعت ببری و همینطور کل جامعه ای که در آن زندگی می کنی به همدیگر منفعت میرسانند و برای پیشرفت و آبادانی مشارکت می کنند.
قانون پنجم: هدف باید بزرگ باشد، یعنی دم دستی و ضعیف نباشد،مثلا نگو این درس رو پاس کنم، وام بگیرم یه ماشین دست دوم بخرم، بگو میخوام مدرکم را با بالاترین نمرات بگیرم، بگو میخواهم فلان ماشین صفر را نقد بخرم.  برای این کار باید بزرگ فکر کردن را یاد بگیری.
قانون ششم: هدف باید دست یافتنی باشد، یعنی حداقل خودت باورش کنی، نگو میخواهم کل گرسنگان دنیا را نجات بدهم، بگو میخواهم مرکزی برای حمایت از فقرا در شهر خودم ایجاد کنم.
قانون هفتم: هدف باید قابل تقسیم به اهداف کوچکتر باشد، طوری که بابت رسیدن به هر مرحله به خودت افتخار کنی و جایزه بدهی، مثلا اگر میخواهی شرکت تو در تمام دنیا شعبه داشته باشد، اول باید در شهر خودت شعبه داشته باشی بعد در استان، بعد در کشور، بعد در قاره خودت و …. .
قانون هشتم: هدف باید مکتوب باشد، در ذهن خودت آن را نگه ندار ، باید آنرا بنویسی چون نوشتن به تو قدرت میدهد.
اگر نمیتوانی شرح بدهی، به احتمال زیاد یعنی هنوز اهداف واقعی را شناسایی نکرده ای، پس با کمک اهرم رنج و لذت، دوباره قدم اول را طی کن تا در نهایت بتوانی اهداف واقعی ات را تعیین کنی. مشخص کنی اگر به این هدف برسم چه میشود، چه چیزهایی عایدم میشود، به چه دستاوردها و موفقیتهایی میرسم، چه مشکلاتی را رفع و رجوع می کنم و چه احساسی خواهم داشت؟ حالا نقطه مقابل را بررسی کن یعنی از خودت بپرس اگر به این هدف نرسم چه می شود؟چه مصیبتهایی به سرم می آیند، چه رنجهایی را باید متحمل بشوم،چه توهین ها و تحقیرهایی را باید بشنوم، جواب خودم یا خانواده ام یا دیگران را چه بدهم؟ هدف هدفگذاری تعیین هدف هدف گذاری اهداف
در قدم سوم لازمست تا وضعیت فعلی خود را بررسی کنی و مشخص کنی تا به حال به چه دستاورهایی نائل شده ای و به چه اهدافی رسیده ای و اینکه چگونه به آنها رسیده ای. با توجه به اینکه هر فردی یک شخصیت مستقل دارد، مستقل فکر می کند و متناسب با طرز فکر خودش عمل می کند، رویه های کاری خودش را هم دارد. لذا باید بررسی کنی که برای رسیدن به آن دستاوردها و نتایجی که همین حالا آنها را در اختیار داری ، و محقق کردن اهدافی که تا الان به آنها رسیده ای ، از نظر وضعیت روحی و جسمی چطور بوده ای، میزان انگیزه ات در چه وضعی بوده ، میزان عشق و علاقه ات چطور بوده، چه طرز فکری داشته ای، چه امکاناتی در اختیارت بوده اند، از کدام امکانات استفاده کرده ای،یا هر عامل پیشران دیگری چه نقشی در موفقیت تو داشته اند. مطمئنا برآیند نیروهای متمرکزی که داشته ای کمک کرده اند تا به این دستاوردها و اهدافی که نصیبت شده اند، برسی. وقتی این موارد را یادداشت کردی، خودت را تشویق کن و از خودت تعریف کن.
در قدم چهارم …

اهداف