شغل زندگی (بخش اول)

همه ما از بدو تولد یک شغل داریم. یعنی بقدری توانمندی بالقوه داریم که یک شغل به ما داده اند. این شغل ، زندگی است. انسان را خدا آفریده و تنها آفریده ای است که دارای اراده و حق انتخاب است، و صد البته انتخاب گزینه های بهتر برای زندگی خودش و تاثیر مثبت بر زندگی دیگران . نماینده خدا شایسته بهترین هاست و باید به کمتر از بهترین ها رضایت ندهد. و هرکسی در این حرفه شرح وظایفی دارد که موظف به انجام آنهاست.
در اینجا دو مورد از این وظایف یعنی مستقل باشید و مدیر زندگی خود باشید مطرح می گردند و شما با پوسترهای انگیزشی و آموزشی آشنا می شوید که با مطالعه آنها طرز فکرتان را در جهت مثبت تغییر می دهید و با تکرار و تمرین باورهای سازنده و مفید در خود ایجاد می کنید و نتایج فوق العاده ای بدست می آورید:

مستقل باشید

هیچگاه و تحت هیچ شرایطی تن به اجبار ندهید و استقلال خود را حفظ کنید. بدانید و باور داشته باشید که توقعات بی مورد ناشی از اینست که بسیاری از مردم یا نمیدانند یا نمی پذیرند که افراد مختلف دارای دیدگاهها و طرز فکرهای مختلف و حتی متضاد با یکدیگرند و اصلا دلیلی ندارد که همه یکسان فکر کنند و عقاید یکسانی در زندگی داشته باشند. تو منحصر بفردی و می توانی مستقل فکر کنی، مستقل نظر بدهی، مستقل تصمیم بگیری و مستقل اقدام کنی. و البته که مسئولیت تمام این موارد را هم، باید عهده دار باشی.دلیلی ندارد به خاطر مورد تایید بودن دیگران با آنها همراه شوید. یا بخاطر ترس از پذیرفته نشدن و تنها ماندن، تن به هر کاری دهید.خیلی از افراد بدلیل همرنگی با جماعت در دام اعتیاد و فسادهای اخلاقی و … گرفتار می شوند. به ویژه نوجوانان که نتوانسته اند شخصیت مستقلی داشته باشند و عملا دنبال روی تفکرات و عقاید دیگران شده اند.خود را همانگونه که هستید، بپذیرید. زمانی می‌توانید از خودتان یک فرد مستقل بسازید که شخصیت ، وضعیت جسم و ظاهر ، وضعیت روحیه، نواقص، داستان‌های زندگی و… خودتان را بپذیرید و به آنها اعتراف نمایید و حتی از حرف زدن درباره آن‌ها ترس نداشته باشید. فراتر از آن ، اگر احساس لیاقت و شایستگی دارید، باید بزرگ فکر کنید .اگر به خودتان ایمان داشته باشید و به افکار و عقایدتان اهمیت دهید، به طور ناخودآگاه به تصمیماتی که در زندگی می‌گیرید، اعتماد می‌کنید. این اعتماد به خود، شما را در مقابل نظرات مخالف اطرافیان محافظت کرده و تبدیل به فردی با شخصیتی مستقل می‌شوید که می‌تواند در راه رسیدن به اهداف خود تصمیمات مهم و بزرگ بگیرد. مستقل باشید و مدیر زندگی خود
هیچکس بهتر از خودتان نمی‌داند که چه می خواهید و به کجا می خواهید برسید، شخصا راه های جدید و مورد علاقه خود را برای یک زندگی سالم با وجدانی آسوده انتخاب کنید. با این طرز فکر حتما اعتماد بنفس و عزت نفستان افزایش می یابد و احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا می نمایید. به مرور قدرت تصمیم گیری و انتخاب بهتری خواهید داشت. شاید شما هم بتهوون شدید، کمال الملک یا دکترحسابی یا .. واقعا چرا فکر می کنید که امکان ندارد شما هم یکی از افراد موفق و مشهور شوید؟ عذر و بهانه ممنوع! از پیله خود بیرون بیایید و گسترش منطقه امن خود را در دستور کار قرار دهید.
دنیا همیشه مطابق میل شما پیش نمی‌رود و بنظر میرسد که زندگی هم در برخی اوقات منصفانه عمل نمی‌کند. پذیرفتن جهان با تمامی محدودیت‌ها و مشکلاتش به شما کمک می‌کند تا نسبت به راههای مختلفی که برای رسیدن به هدف و آرزوهایتان در جهان وجود دارد، آگاه شوید.
وابستگی به دیگران بشدت استقلال را تحت تاثیر قرار می دهد. هر چه وابستگی به دیگران و یا عوامل خارجی مثل امکانات ، سرگرمی ها، عادت ها و … بیشتر باشد، بیشتر در معرض آسیب دیدگی خواهی بود. انسان ذاتا تنهاست و باید با این موضوع به شکل منطقی روبرو شود. افرادی که در زندگی ما وجود دارند که به آن‌ها عادت کرده ایم و وابسته هستیم اما باید این موضوع را هم در نظر داشته باشیم که قرار نیست تا آنها تا آخر عمرشان در کنار ما باشند. انسان‌ها در زندگی به همدردی و پشتیبانی روحی و احساسی و عاطفی نیاز دارند، اما زمانی که این نیازها تبدیل به توقع و عادتی بیمارگونه می‌شوند، فرد دچار بحران می شود.مسائل مختلفی در زندگی رخ می‌دهد که باعث می‌شود موقتا آنها از ما دور باشند ولی در آخر این مرگ است که افراد را از یکدیگر جدا می کند.تنها کسی که در هر لحظه می تواند کنارتان باشد، خودتان هستید.و اتفاقا این وابستگی  یعنی وابستگی به خود، بهترین نوع وابستگی است.
از استقلال در امور شخصی گرفته مثل حفظ سلامتی جسمی و روحی،آشپزی، اتو کردن،نظافت منزل،تعامل با همسایگان و دوستان و همکاران، تا استقلال و عدم وابستگی به دیگران در امور مالی مثل کسب درآمد مکفی، مهارت دخل و خرج، پرداخت قبوض و قسط و خرج ماهیانه و پس انداز. لذا جرات ریسک داشته باشید تا استقلال و شهامت خود را بیازمایید. البته منظور این نیست که هیجان زده و به دور از عقل و منطق و بدون مشورت با افراد مورد اعتماد و واجد شرایط دست به کار شوید بلکه باید بطور حساب شده و آگاهی از پیامدهای هر انتخاب و تصمیم ریسک کنید . رسیدن به استقلال نیازمند تمرین و تلاش و اراده قوی و تاب آوری است. باید تمام و کمال مسئولیت پذیر باشید. هر اتفاقی که می افتد و در هر شرایطی به سر می برید مسئولیتش با خودتان است.مستقل باشید و مدیر زندگی خود باشید 

مدیر زندگی خود باشید

در اوایل زندگی که تجربه و دانش کمی داریم ، طبیعتا قادر به اداره زندگی خودمان نیستیم و معمولا والدین در این امر به ما کمک میکنند و به نوعی زندگی ما را اداره می نمایند. اما از یک زمان به بعد شخصا باید مسئولیت مدیریت زندگی خود را در تمام زمینه ها از جمله مسائل بهداشتی و سلامتی، روابط اجتماعی و عاطفی، حرفه، مسائل مالی و معنوی و …بعهده بگیریم. اگر چنین نکنیم دیگران برای ما و سرنوشت ما و آینده ما تصمیم می گیرند و ما را اداره می کنند.
مسلما این کار نیاز به تلاش دارد. نیاز به استفاده از تجارب افراد واجد صلاحیت ، همفکری و کسب اطلاعات مفید و کمک کننده دارد و البته که برای همه چنین است. در این راه از این باورهای غلط بشدت دوری کنید: 1-هرچه باداباد.. 2- شاید سرنوشت من اینه که … 3- بالاخره فلانی( رییس، همسر، رفیق و …) صلاح من را بهتر میداند. 4- بگذار ببینم چی میشه…. . این باورها یعنی شخص خودش را کنار می‌کشد تا شرایط و دیگران برای او تصمیم بگیرند. این قبیل تصورات یعنی کمبود اعتماد بنفس ، غافل بودن از خواسته ها و نداشتن هدف در زندگی خویش. انسان بی‌هدف مثل تکه چوبی روی آب سرگردان است و به این طرف و آن طرف می رود.
وقتی هدف‌گذاری کنید، همان هدف به شما انگیزه میدهد بنابراین، از قدرت هدف غافل نشوید که در اینصورت تمام عمرتان به بیهودگی سپری میشود و در انتها جز افسوس و حسرت چیزی برایتان باقی نمی ماند. شما مدیر زندگی خود هستید و برای رسیدن به اهداف متعهد شده اید. برای مدیریت زندگی خود لازم است تا مدیریت زمان بدانید. یعنی هر کاری را چه وقت و در چه مدتی انجام دهید، اعم از شغلی و شخصی و خانوادگی. باید مدیریت خشم بدانید یعنی خشمتان را کنترل کنید، در غیر اینصورت ممکن است دست به رفتار یا اقدامی بزنید که برایتان مشکل ساز شود. بسیاری از افراد به دلیل خشم کنترل نشده شان از کارشان اخراج شده اند. یا بسیاری به سبب توهین یا صدمه زدن به دیگران با مشکلات حقوقی مواجه شده اند.
مهارت های ارتباطی با اجتماع، چه کلامی و چه غیرکلامی را یادبگیرید،چرا که ارتباط صحیح با دیگر افراد جامعه 85 درصد موفقیت شما را در بر می گیرد.باید با قوانین مورفی آشنا شوید و آمادگی غلبه بر مشکلات را داشته باشید. یعنی هرگاه مشکلی چه منتظره و چه غیر منتظره به وجود می آید، بهترین راه حل را با توجه به امکاناتی که در اختیار دارید، انتخاب نمایید. بدانید در برابر هر مشکل چه واکنشی  داشته باشید. بتوانید ماهیت مشکل را شناسایی کنید و بدانید پیامدهای بهترین راه حل چیست.مستقل باشید و مدیر زندگی خود