شغل زندگی (بخش دهم)

همه ما از بدو تولد یک شغل داریم. یعنی بقدری توانمندی بالقوه داریم که یک شغل به ما داده اند. این شغل ، زندگی است. انسان را خدا آفریده و تنها آفریده ای است که دارای اراده و حق انتخاب است، و صد البته انتخاب گزینه های بهتر برای زندگی خودش و تاثیر مثبت بر زندگی دیگران . نماینده خدا، شایسته بهترین هاست و باید به کمتر از بهترین ها رضایت ندهد. و هرکسی در این حرفه شرح وظایفی دارد که موظف به انجام آنهاست.
در اینجا دو مورد از این وظایف یعنی پیروزی و اقدام و عمل مطرح می گردند و شما با پوسترهای انگیزشی و آموزشی آشنا می شوید که با مطالعه آنها طرز فکرتان را در جهت مثبت تغییر می دهید و با تکرار و تمرین باورهای سازنده و مفید در خود ایجاد می کنید و نتایج فوق العاده ای بدست می آورید: پیروزی و اقدام و عمل پیروزی و اقدام و عمل پیروزی و اقدام و عمل

پیروزی

اگر بدنبال پیروزی در زندگی خود هستید، این موارد را در نظر داشته باشید : 1- منافع ما با پایمال کردن حقوق دیگران بدست نمی آید. بسیاری از افراد تصور می کنند با خرده گیری و عیب جویی از دیگران، می توانند از مقام و موقعیت بهتری برخوردار شوند. افرادی که فقط ادعا می کنند و از خودشان هیچ هنر و مهارت ارزشمندتری که شاهدی بر مدعای خود باشند، عرضه نمی کنند. با کوچک کردن دیگران، شما بزرگ نمی شوید. 2- نگرانی بابت مسائلی که قابل اصلاح و کنترل توسط ما هست و نیست. وقتی بر موضوعی کنترلی ندارید، نگرانی و استرس، کمک و تفاوتی نه در آن موضوع و نه در وضعیت شما ایجاد نمی کند و حتی اگر کنترل هم داشته باشید، باز هم نگرانی بی معناست چون، انرژی و روحیه و فیزیولوژی را تضعیف می کند و تمرکز را کاهش می دهد.  3- اصرار بر ناممکن دانستن کارهایی که فراتر از توان خودتان است. این دیدگاه بر اثر بدبینی بوجود می آید. کافیست روند و سرعت رشد تکنولوژی و صنعت را صرفا در این قرن در نظر بگیرید تا متوجه شوید که هیچ چیزی غیر ممکن نیست. هر روز توسط افرادی از سراسر جهان، اکتشافات و موفقیتهای جدید در عرصه های مختلف اعلام میشوند. هیچکس آن قدر نمی داند که بدبین شود. پس چرا با مثبت اندیشی و خوشبینی به اهداف و خواسته های خود نگاه نکنیم؟ 4- توجه به موارد جزیی و کم اهمیت. بسیاری از ما مهارت زیادی در صرف نیرو و انرژی خود جهت مجادله با اطرافیان میکنیم، بطور افراطی و بی دلیل نگران ظاهر خود و کارهایی که می کنیم،هستیم، نگران نظرات دیگران نسبت به خود هستیم،اگر بقدر کافی عزت نفس داشته باشیم، این نگرانی بیمورد است. تصور می کنیم که کاری از دست ما ساخته نیست مثلا بجای صحبت کردن از اینکه چرا طبیعت ما در حال غرق شدن در زباله است، گله و شکایت می کنیم و دنبال مقصر میگردیم. بجای آن می توانیم خودمان کمتر زباله تولید کنیم یا زباله های خود را در طبیعت رها نکنیم. 5-  سستی در پرورش ذهن و عادت نداشتن به مطالعه. اغلب ما تصور می کنیم با گرفتن مدارک دانشگاهی به موفقیت می رسیم و دیگر وقت آنست تا از مزایای دانشنامه ها و مدارک دیگر بهره ببریم. و دیگر نیازی به مطالعه نداریم. اما باید دانست که این طرز فکر شروع سقوط است. دریافت دانشنامه شاید لازم باشد اما بهیچوجه کافی نیست . یادگیری شغل زندگی و پالایش ذهن و فکر است که به ما کمک میکند تا از مشکلات و موانع زندگی شخصی و زندگی کاری و زندگی اجتماعی با کمترین تلفات گذر کنیم و سطح مطلوبی از رضایت را تامین کنیم. دائما باید روی این مهارتها کار شود تا عادتهای کمک کننده در جهت رشد و پیشرفت در وجود ما نهادینه گردند. بسیاری اوقات لازم نیست کاری انجام دهیم، بلکه فقط کافیست کارهایی را انجام ندهیم. لذا مطالعه کتابها و آموزشهای غیر درسی برای همه افراد برای رشد و آشنایی به طرز تفکرات و دیدگاهای موافق و مخالف ضروری و واجب است. 6- تلاش برای وادار کردن دیگران برای قبول و پیروی باورها و سبک زندگی ما. اکثر ما از اینکه به ما بگویند چه کار کنیم، چه بخوریم، چه بپوشیم، چه رفتاری کنیم و …آزرده خاطر میشویم و حتی مقاومت می کنیم. حتی شرکتها و حکومتها هم دچار این اشتباه می شوند. اما شرکتهایی مثل گوگل ابدا اینکار را نمی کنند و پرسنل از هر جهت آزاد هستند. و ما شاهد رشد روز بروز که نه، ساعت به ساعت اینگونه شرکتها هستیم. یک شخصیت سالم هرگز تمایلی به کنترل دیگران ندارد. در زندگی دیگران موشکافی و تجسس نمی کند.
پس فقط روی زندگی و اهداف خود متمرکز شوید. اگر احساس اضطراب کردید بپرسید چه کار کردم که مضطربم؟ آنها را مشخص کرده و از انجام مجدد آنها خودداری کنید. اگر مسئله ای دیدید که نمیتوانید آنرا حل کنید از نیروی دیگران کمک بگیرید. همگان، همه چیز را می دانند. به یادگیری مادام العمر در زمینه رشد شخصی و ایجاد آرامش و احترام بپردازید.

اقدام و عمل

باید کمتر حرف زد و بیشتر عمل کرد. موثرترین شیوه برای یادگیری و رشد، عمل کردن است. اغلب اوقات با یکدیگر درباره موارد قابل انتقاد و اعتراض و نکات منفی با یکدیگر حرف می زنیم و شروع به لعنت و نفرین موارد ناکارمدی و قابل انتقاد می کنیم. گله و شکایت می کنیم و درباره شرایط خود و شرایط دیگران با حالت نارضایتی و مغموم صحبت می کنیم و با عذر و بهانه، بی عملی خود را توجیه می نماییم.. اما غافل از این هستیم که اینگونه برخوردها عزت نفس و احساس لیاقت را تضعیف و از مسیر درست زندگی منحرف می کنند. میزان احتمال رسیدن به موفقیت را کاهش میدهد. ارتباطات کلامی با دیگران اینگونه گفتگوها نیست. پس باید مراقبت کنید تا در دام اینگونه صحبت ها گرفتار نشوید. از طرف دیگر صحبت کردن در مورد خواسته ها و آرزوها و اهداف بسیار مطلوب و مناسب است، ولی فقط شرط لازم است ولی کافی نیست. دو صد گفته چون نیم کردار نیست. باید صحبت کرد اما چند برابر عمل کرد و مبارزه نمود. ضرب المثل قدیمی می گوید: می شنوم فراموش میکنم، میبینم بخاطر می آورم، اقدام می کنم درک مینمایم. فرض کنید تصمیم گرفته اید شنا یاد بگیرید. تا زمانی که اقدام به شنا کردن نکنید، حتی بهترین گفته های مربیان و آموزشها در بهترین مراکز آموزشی هم باعث نمیشود تا شنا کردن را یاد بگیرید. در فرایند عمل درس می آموزیم و کسب تجربه می کنیم و متوجه می شویم کجای برنامه اشکال دارد و اصلاح می کنیم. فرزندان ما به ما نگاه می کنند و ما را الگوی خود می کنند. تا زمانی که رفتار و کردار ما که ناشی از طرز فکر ما است، در جهت حرفهایی که میزنیم و انتظاراتی که داریم نباشند، نباید توقع داشته باشیم به دستاوردی برسیم. فرزندان ما و دیگران بخاطر اقداماتی که می کنیم به ما احترام می گذارند.اگر ما اهل اقدام و عمل نباشیم چطور توقع داریم که فرزندانمان اینطور باشند؟