شغل زندگی (بخش دوازدهم)

همه ما از بدو تولد یک شغل داریم. یعنی بقدری توانمندی بالقوه داریم که یک شغل به ما داده اند. این شغل ، زندگی است. انسان را خدا آفریده و تنها آفریده ای است که دارای اراده و حق انتخاب است، و صد البته انتخاب گزینه های بهتر برای زندگی خودش و تاثیر مثبت بر زندگی دیگران . نماینده خدا، شایسته بهترین هاست و باید به کمتر از بهترین ها رضایت ندهد. و هرکسی در این حرفه شرح وظایفی دارد که موظف به انجام آنهاست.
در اینجا دو مورد از این وظایف یعنی قدر شناسی و الهام مطرح می گردند و شما با پوسترهای انگیزشی و آموزشی آشنا می شوید که با مطالعه آنها طرز فکرتان را در جهت مثبت تغییر می دهید و با تکرار و تمرین باورهای سازنده و مفید در خود ایجاد می کنید و نتایج فوق العاده ای بدست می آورید: قدر شناسی شکر گزاری و الهام قدر شناسی شکر گزاری و الهام قدر شناسی شکر گزاری و الهام

قدرشناسی

قدر شناسی و شکرگزاری هم مثل سایر صفتهایی که باعث حس غرور می شوند( مانند شجاعت، جرات ریسک و ..) ارزشمند و قابل ستایش است. یکی از رازهای مهم زندگی افراد اینست که بسیاری از آنها تا زمانی که موهبت و نعمتی دارند، قدرش را نمی دانند، ولی به محض از دست دادن آن موهبت، شوق درونی برای بدست آوردن مجدد آن، تمام آرامش و آسایش آنها را به هم می ریزد. یعنی زمان حال را با ذهنی بدون آرامش و در احساس گناه و حسرت گذشته، یا ترس از آینده تباه می کنند. برای خروج از این تگناها باید بررسی کنیم ، ببینیم حال و هوای درونی ما چگونه است و چه افکاری در سر داریم. همواره در حال قدردانی از داشته های فعلی خود باشیم.زمان تنها متاعی است که بطور قطع آنرا در اختیار داریم. زندگی در زمان حال و تمرکز روی داشته ها و نعمتهایی که در حال استفاده و لذت بردن و بهره بردن از آنها هستیم، با خوشبینی و مثبت اندیشی رابطه مستقیم دارد. قدرت افکار، ذهن و زندگی ما را راهبری می کند. ناسپاسی از هرکسی یا چیزی که هم اکنون در اختیارمان است، با احساس و عطش نیاز به آن، در زمانی که در اختیارمان نیست، هر دو کاری عبث هستند و نشانگر دیدگاه ناشکری و قدرنشناسی هستند. برخی افراد همواره از وضعیتی که در آن هستند ناراضی اند. مثلا هنگامی که در محل کار خود حضور دارند، در آرزوی بودن در خانه و کنار خانواده اند و هنگامی که در خانواده اند و حوصله شلوغی بچه ها را ندارند، در آرزوی بودن در محل کار! این ناسپاسی ها منجر به گیج و گم شدن فرد نسبت به اهداف و آرزوها و احساس نارضایتی و در نتیجه عدم احساس خوشبختی می شود. آگاه شدن از کاری که در حال حاضر مشغول آن هستیم تنها را خروج از این سرگردانی است. دائم باید نسبت به موهبت هایی که داریم قدردان و سپاسگزار باشیم. از اینکه چقدر از اینکه همسر و فرزندانمان در کنارمان هستند، راضی و خوشحال هستیم، شکرگزار باشیم. بخاطر سلامتی، روابط عاطفی مناسب، امکانات زندگی هر چقدر هم که عالی نباشند. بابت هر قدم که در مسیر رسیدن به اهداف خود در زمان حال بر می داریم و یک قدم خود را به هدف مان در آینده نزدیک می کنیم، از خودمان قدردانی نماییم، از دیگران ممنون باشیم هرچندکه فکر کنیم آنها در حال انجام دادن وظایفشان هستند، با اینکار روابط اجتماعی را ایجاد یا ترمیم یا گسترش می دهیم. با هر افسوسی، یک فلش بک به گذشته میزنیم و یک قدم از مسیر اصلی منحرف میشویم و راه را برای رسیدن به هدف در آینده، طولانی تر می کنیم. باید از شکایت کردن و زندگی با عذر و بهانه دست برداشت. از زمان حال لذت ببریم و شکر گزار باشیم، از گرمای آفتاب در فصل سرما، از عطر غذا، از طعم آن، از بودن در کنار کسانی که دوستشان داریم، از سلامتی خود و خانواده، از داشتن شغل، از قدرت یادگیری، از رشد و پیشرفت هر روزه و… . هر روز یا حداقل هفته ای یکبار مراقبه کنیم و برای کنترل افکاری که در مورد خواسته و آرزوهایمان است و فعلا از ما دورند، به آنها برچسب “الان در دسترس نیست” بزنیم تا از پراکندگی ذهنی نجات پیدا کنیم. با قدر دانی و شکر گزاری به فیزیولوژی برتری خود کمک می کنیم و از لحاظ روحی و روانی در شرایط عالی قرار می گیریم.

الهام

الهام یعنی رسیدن یک فکر و ایده جدید به ذهن ، یک راه حل مطلوب، دستوری برای انجام دادن یک عمل، کمک و دستوری که حس ششم به شما می دهد.هنگامی که از یک هدف فوق العاده در آینده بواسطه قدرت هدف، الهاماتی دریافت می کنید، افکار بزرگی در ذهن شما ایجاد میشوند، هوشیاری شما گسترش پیدا می کند، توانایی های تان کشف و زنده می شوند، خودتان را در جهانی بزرگ می بینید و خودتان را بسیار بزرگتر از آنچه جستجو می کردید خواهید یافت و می فهمید که باید بزرگ فکر کنید. وقتی با شور و اشتیاق به کاری که دوستش دارید می پردازید، پدیده های فوق العاده در افکارتان ایجاد می شوند و محدودیتها را کنار می زنند. جسم و ذهن در کمال هماهنگی با هم پیش می روند و به فیزیولوژی برتری دست پیدا می کنید. در لحظه های اوج تجربه، که انسان خود را با خدا و تمام نیروهای حیات در ارتباط متقابل میبیند، زندگی به یک تجربه فوق العاده تبدیل میشود و خود را در سطحی که الهام نامیده میشود، حس می کنید. وقتی به خطاها و کم و کاستی ها فکر نمی کنید ، کانون توجه، روی تعادل و توازن متمرکز می شود، نیروهای نهفته در شما با کمک نیروهای جهان و کمک خدا، کشف و در دسترس قرار می گیرند، و میتوان لحظه های سرشار از الهام را تجربه کرد. وقتی در مسیر رسیدن به خواسته های خود حرکت و تلاش می کنید، نیروهای اطراف خود را به جنبش در می آورید تا به شما کمک کنند، رویدادهای به ظاهر تصادفی در زمان و مکان مناسب دست به دست هم میدهند و مسیر رسیدن به آرزوهایتان را هموار می کنند. چیزی که به عامل شانس معروف است. مثلا تلفن های لازم و راهگشا بصدا در می آیند، با افرادی که ضرورت داشت ملاقات کنید را به موقع میبینید. پازل های گمشده زندگی تان یکی یکی پیدا می شوند. در غلبه بر مشکلات رنج نمی کشید. با دریافت الهامات همه چیز بر طبق مراد پیش می رود. چیزی به نام شکایت و عذر و بهانه وجود ندارد ، عبارت غیر ممکن وجود ندارد در ذهن شما جایی نخواهد داشت. فعالیتهایی که بیشترین الهامات را به شما می دهند ، یادداشت کنید، به قضاوتهای منفی و اغراق آمیز دیگران نسبت به مشاهدات و فعالیتهای مورد دلخواه خود مثل مراقبه کردن، تعمیر ماشین، کمک به سالمندان و … توجهی نکنید. نسبت به اندرزهای دیگران که به شما تکلیف می کنند چه باید بکنید، بی توجه باشید، به ندای درونی خود توجه نمایید و ببینید آیا کارهایی که قصد دارید انجام دهید،شما را به آرامش درونی و آرامش ذهن میرسانند یا نه.