شغل زندگی (بخش دوم )

همه ما از بدو تولد یک شغل داریم. یعنی بقدری توانمندی بالقوه داریم که یک شغل به ما داده اند. این شغل ، زندگی است. انسان را خدا آفریده و تنها آفریده ای است که دارای اراده و حق انتخاب است، و صد البته انتخاب گزینه های بهتر برای زندگی خودش و تاثیر مثیت بر زندگی دیگران . نماینده خدا شایسته بهترین هاست و باید به کمتر از بهترین ها رضایت ندهد. و هرکسی در این حرفه شرح وظایفی دارد که موظف به انجام آنهاست.
در اینجا دو مورد از این وظایف یعنی امیدوار باشید و متعادل باشید مطرح می گردند و شما با پوسترهای انگیزشی و آموزشی آشنا می شوید که با مطالعه آنها طرز فکرتان را در جهت مثبت تغییر می دهید و با تکرار و تمرین باورهای سازنده و مفید در خود ایجاد می کنید و نتایج فوق العاده ای بدست می آورید:

امیدوار باشید

امیدواری یک حالت ذهنی است که با توجه به دیدگاه شما نسبت به وقایع زندگی تغییر میکند. امیدوار بودن هم مانند تمرکز کردن یک مهارت زندگی است که باید آن را آموخت. مواقعی پیش می آید که کاملا ناامید هستید و حوصله انجام دادن هیچ کاری را ندارید. کسی می تواند امید را در خودش زنده نگه دارد که در وهله اول اهداف مشخصی را در زندگی برای خودش تعیین کرده باشد، و برای رسیدن به اهداف خود برنامه ریزی داشته باشد، و با وجود تمام موانع و مشکلات برای رسیدن به هدفش پافشاری و سماجت کند. در غیر اینصورت عوامل بیرونی هم نمی توانند به آن فرد کمک کنند، چون این یک موضوع درونی است و به خود شخص بر می گردد. پس اگر می خواهید طرز فکرتان را تغییر دهید، یعنی طرز فکر و دیدگاه امیدوارانه داشته باشید ، باید کاری انجام دهید تا به احساس خوب برسید نه اینکه اول به احساس خوب برسید و بعد دست به اقدامی بزنید. آنچه که انسان را ناامید میکند کوچک و در دسترس بودن اهداف است. بزرگ فکر کنید و هدفهای بزرگ داشته باشید و خود را متعهد به رسیدن به آنها کنید. فرض کنید هیچ محدودیتی ندارید. اگر به محدودیتها فکر کنید هرگز قادر به عبور از موانع نخواهید بود. با تمام وجود بخواهید که به اهداف بزرگ دست پیدا کنید. حتی اگر به آنها نرسیدید،مطمئنا در راه رسیدن به آنها با تجربه تر و توانمندتر خواهید شد و رشد می کنید، چرا که توانسته اید با غلبه بر مشکلات و موانع به این حد از پیشرفت برسید. شکست و ناکامی جزیی جدایی ناپذیر از چرخه‌ی زندگی همه انسانهاست. شکست به ما یاد آوری می کند که ما انسان‌های کاملی نیستیم. پس با دانستن این موضوع نباید در اثر تصمیمات غلط یا اتفاقات بد، احساس شکست کنیم، نباید همه‌ی امیدمان را از دست بدهیم. شکست‌ها ما را برای زندگی بهتر و درخشان‌تر آماده می‌کنند. همچنین طرز فکر و دیدگاه های بیشتر و مفیدتری پیدا می کنید و آنوقت است که هدفهای کوچک که زمانی رسیدن به آنها برایتان آرزو بودند و رسیدن به آنها موفقیت فوق العاده محسوب می شدند، برایتان حقیر بنظر میرسند. خطر بزرگ، در داشتن اهداف حقیر است و نه امیدهای فراوان. امیدوار باشید و متعادل باشید امیدوار باشید و متعادل باشید

روشهای مقابله با ناامیدی و این که چه کاری انجام دهیم تا امیدواری را افزایش دهیم؟

بعد از هر ناموفقیت و ناکامی اول به خودتان بگویید این روش هم جواب نداد اصلا نگویید که بدبخت شدم و بدشانسم و  دیگه امیدی نیست و …  ما همان چیزی را درو می‌کنیم که کاشته‌ایم.
دوم، به جای حسرت چیزهایی که ندارید، قدردان داشته‌های خود باشید.اگر بر روی نقاط منفی تمرکز کنید، فقط نقاط منفی را می‌بینید، ولی وقتی تمرکز خود را بر روی نقاط مثبت معطوف نمایید، موارد مثبت بهتر دیده می‌شوند.با خوشبینی و مثبت اندیشی روحیه شما بهتر می شود.
سوم، باید سوالات درست بپرسید. وضعیت موجود را ارزیابی کنید. بررسی کنید از کجا به این نقطه رسیده اید. برای اینکار باید با نگاه بی‌طرفانه و بدون تعصب وضعیت را بررسی نمایید. البته که در ابتدا خیلی سخت است که احساسات درونی و امیال خود را از شرایط موجود حذف کنید. لذا شاید بهتر باشد کمی به خودتان زمان بدهید تا بر احساسات خود مسلط گردید. وقتی که بی‌طرفانه و بدون تعصبات به شرایط نگاه کنید، می‌توانید علت و تأثیر شرایط را بر روی رفتارتان شناسایی کنید. در این زمان باید اصلاحات لازم را بر روی خود انجام داده تا بتوانید به هدفی که دارید، نزدیک شوید. امیدوار باشید و متعادل باشید
چهارم کمک از دیگران می تواند شرایط را به نفع شما عوض کند. دیگران می‌توانند چشم‌اندازی از شرایط را به شما نشان بدهند که خودتان از آن غافل بوده‌اید. هنگامی که با شرایطی بسیار سخت مواجه می‌شوید، شاید افراد همدم و همدل و دلسوزان واقعی شما مثل برخی از اعضای خانواده، دوستان، همکاران و سایر افراد از شما حمایت کنند.

متعادل باشید

داشتن تعادل در هر چیزی یک امر واجب و دائمی است یعنی اگر چیزی از حد تعادل خارج شود ، پایداری ندارد و سقوط می کند. همواره در وضعیتهای زیر ایجاد تعادل و تناسب را مد نظر داشته باشید:
شغل و حرفه: در زندگی خود چنان درگیر شغل و کار نشوید که در آن هضم و فرسوده شوید و از سایر مسائل و مسئولیتهای خود جا بمانید. عدم مسئولیت پذیری تعادل را برهم میزند. از کار خود لذت ببرید تا احساس آرامش بیشتری داشته باشید.هر از چندی از کار فاصله بگیرید و تفریح کنید.وضعیت خود را آنالیز کنید. اگر احساس می کنید اوضاع مطابق میلتان پیش نمی رود و لازم است تغییراتی ایجاد نمایید، حتما اینکار را انجام دهید. جرات ریسک داشته باشید.
سلامتی و تندرستی: با رژیم غذایی مناسب و ورزش مداوم (حداقل سه ساعت در هفته)سطح سلامتی و انرژی خود را افزایش دهید. روح و جسم خود را ریلکس کنید.مدیتیشن کنید. به فیزیولوژی خود رسیدگی کنید. تلاش کنید تا به فیزیولوژی برتری برسید. واکنشهای خود را کنترل کنید مثلا در هنگام هیجان زده بودن، چه خشم و عصبانیت و چه خوشحال و از خود بی خود بودن تصمیم نگیرید چون، قدرت منطق و عقل به یک سوم سقوط می کند و هر تصمیمی که گرفته شود تصمیم شما نیست بلکه تصمیم یک فرد کودن است.این کارها تعادل را برهم میزند.( ضریب هوشی نرمال حدود 100 است و یک سوم آن 33 است) در هنگام عصبانیت به خودتان بگویید ” اوه اوه دارم کودن میشم” ذکر بگویید. من کی ام؟ من والاترین آفریده ام.
ارتقای سطح معلومات و آگاهی ها:  دنیا به سرعت در حال پیشرفت است و هر روز تکنولوژی ها و اکتشافات جدید و دستاوردهای مختلف در حوزه های گوناگون رونمایی می شوند، در خانواده ها دیدگاه ها و طرز فکرها تغییر می کنند، بنابراین تکیه صرف بر دانش و آگاهی های قبلی اصلا عقلایی نیست. باید بزرگ فکر کنید.عملکرد خود را ارزیابی کنید. دستاوردهایتان را بررسی کنید. چنانچه لازمست تا مهارتها و دانش جدیدی بیاموزید بلافاصله اقدام کنید و در یک دوره آموزشی مناسب  چه در زمینه شغلی و چه در زمینه های غیر شغلی ثبت نام نمایید. هماهنگی با علم روز و مهارتها در زمینه کاری و شغلی و حتی زندگی شخصی لازم و حتی واجب است. غافل ماندن از یادگیری مادام العمر تعادل را بر هم میزند. اهمالکاری نکنید که جز اتلاف وقت و عمر و پشیمانی حاصلی ندارد. 
روابط اجتماعی:
ایجاد روابط با دیگران یکی از کارهای ضروری و واجب است چرا که انسان به تنهایی قادر نخواهد بود که به پیشرفت و موفقیتهای فوق العاده برسد. لذا برای ایجاد روابط اجتماعی متعادل و معقول باید یکسری توانایی ها را در خود ایجاد کرده و گسترش داد. توانایی نه گفتن شما را از زیر بار قبول مسئولیتهای ناخواسته و استرس و اضطراب نجات می دهد. توانایی یک شنونده خوب بودن بجای متکلم بودن صرف در روابط شما پایداری ایجاد می نماید. حرکت در دایره احترام و اعتماد متقابل با دیگران، روابط را محکمتر و متعادل تر می نماید. دیدن نکات مثبت و یادآوری آنها به دیگران بجای انتقادهای سلیقه ای و تحمیل دیدگاهها و طرز فکر خود به آنها، مایه دلگرمی بوده و ایجاد تعادل می نماید.