شغل زندگی (بخش هفتم )

همه ما از بدو تولد یک شغل داریم. یعنی بقدری توانمندی بالقوه داریم که یک شغل به ما داده اند. این شغل ، زندگی است. انسان را خدا آفریده و تنها آفریده ای است که دارای اراده و حق انتخاب است، و صد البته انتخاب گزینه های بهتر برای زندگی خودش و تاثیر مثبت بر زندگی دیگران . نماینده خدا، شایسته بهترین هاست و باید به کمتر از بهترین ها رضایت ندهد. و هرکسی در این حرفه شرح وظایفی دارد که موظف به انجام آنهاست.
در اینجا دو مورد از این وظایف یعنی گذشت و بخشیدن و ترس و شجاعت مطرح می گردند و شما با پوسترهای انگیزشی و آموزشی آشنا می شوید که با مطالعه آنها طرز فکرتان را در جهت مثبت تغییر می دهید و با تکرار و تمرین باورهای سازنده و مفید در خود ایجاد می کنید و نتایج فوق العاده ای بدست می آورید:

گذشت و بخشیدن

با بخشیدن خطاهای دیگران و دست برداشتن از عصبانیت و نفرت و دشمنی نسبت به آنها به خودتان خدمت می کنید. از پرداخت بهای سنگین یعنی ضعف اعصاب ، تحلیل انرژی، خودخوری معاف میشوید. شاید آنها لایق بخشش و گذشت نباشند، اما تو لایق آرامش هستی یا نه؟ هر بار دشمنی و هر بار کینه به دل گرفتن، مثل هر بار نیش عقرب خوردن است و تکرار این نیش های سمی، در نهایت تمام بافتها و نسوج بدن و روح را از بین می برد. شاید گمان کنید گذشت و بخشش یک کار همیشگی است و من تا پایان عمر باید این کار را انجام دهم. اما بهترین کار  پیشگیری است. پیشگیری کنید تا زحمت درمان را کم کنید. با یادگیری از اشتباهات از صرف توان و هدر رفتن انرژی جلوگیری کنید. بپذیرید که انسانها در شرایط مختلفی تربیت شده اند و در شرایط مختلفی قرار دارند،  خوشبینانه نگاه کنید، می بینید شاید آنها مثل شما آموزش ندیده اند، یاد نگرفته اند، قادر به رفتار همانند یک انسان با فکر سالم و بد نیت نیستند. کنترل خشم نمی دانند، همکاری و همفکری و همدلی بلد نیستند یا در این مهارتها  ضعیف هستند.آنها یاد گرفته های خود را رفتار می کنند. آنها بر پروسه ی غلبه بر مشکلات مسلط نیستند. بدبینانه نگاه کنید، می بینید که آنها از بیماری بیشعوری رنج می برند، لذا اگر شما عصبانی شوید و با خشونت رفتار کنید و در پی انتقام باشید و مثل آنها رفتار کنید، یعنی مثل آنها فکر می کنید و عایدی این روش چیست؟ سم و نیش عقرب. اینکه چه سبک زندگی دارید و عمر با ارزش خود را چگونه می گذرانید و کیفیت زندگی جسمی و روحی خود در بالاترین حد و در شان و لیاقت تان است یا خیر همگی به شما ربط دارد چون شما مسئول زندگی خود هستید و باید مسئولیت پذیر باشید. تصمیم بگیرید که آیا تمایل دارید زیر ابری سیاه روزگار بگذرانید یا نه؟ گذشت و شجاعت گذشت و شجاعت گذشت و شجاعت

ترس و شجاعت

زندگی پیش روی ماست و باید بالاترین سطح کیفی و کمی را برای خود خواستار باشیم. اما بسیاری افراد بخاطر ترس از شکست روحیه ای محافظه کارانه را انتخاب کرده اند و هرگز از منطقه امن خود خارج نمی شوند. جرات و شهامت ریسک کردن ندارند. آنها توانایی های خود را شناسایی و آزمایش نمی کنند. باید بدانید که هیچ شکستی وجود ندارد این تنها یک قضاوت است .تنها چیزی که وجود دارد رسیدن به نتیجه ای است که دلخواه ما نیست پس تلاش کنید. برای آنکه خود و توانایی های جسمی و روحی و عاطفی خود را بشناسید و آنها را محک بزنید از اشتباه کردن نترسید. برای کسب دستاوردهای بهتر چاره ای ندارید جز اینکه وارد عمل شده و اقدام کنید. برای پیروزی بر موانع و حرکت در مسیر خواسته ها و آرزوها باید ریسک کنید. درس بیاموزید و دوباره و دوباره تلاش کنید. فرض کنید قصد دارید شیرینی درست کنید اما بعد از پختن، یک مقدار خمیر نپخته یا سوخته میبینید. به خودتان نگویید من استعداد ندارم، من نمیتوانم و من شکست خوردم. تمام این جملات سیگنالهای منفی به ذهن خود و دیگران ارسال می کنید که شما فرد ناتوانی هستید و اعتماد بنفس و عزت نفس خود را زخمی می کنید. اینگونه به مسئله نگاه کنید. فقط در اولین تلاش خود به نتیجه دلخواه نرسیدید. با یادگیری از اشتباهات ، نتایج بعدی حاصل از کارهایتان بیشتر به نتایج دلخواه نزدیک می شوند. اگر واقعا قصد دارید کاری را به نتیجه دلخواه برسانید با مصر بودن و ادامه دادن می توانید. به منطقه امن خود برنگردید و صورت مسئله را پاک نکنید. برای پیشرفت و رشد، چاره ای جز گسترش منطقه امن خود ندارید. مثلا در دوران طفولیت ذهن شما هنوز تحت تاثیر اطرافیان خود شرطی نشده بود . وقتی طبیعت به شما گفت راه بروید. شما راه رفتن را یاد گرفتید اما نه به یکباره. ابتدا به شما گفت سینه خیز برو و شما رفتید و بعد گفت چهار دست و پا برو و رفتید و به شما گفت بایست و ابتدا با تلاش و با کمک این کار را هم انجام دادید و گفت راه برو و بار اول نتوانستید اما طبیعت به شما اجازه تداد که به سینه خیز رضایت بدهید. و دوباره گفت دلسرد نشو و ادامه بده و مبارزه کن و بار دوم هم نتوانستید. ولی طبیعت برنده شد و شما بالاخره با پشتکار و مداومت و با اشتیاق بسیار توانستید راه بروید. تصور کنید که به منطقه امن خود برمی گشتید از مزایای ایستادن و حرکت کردن بی بهره بودید. تردیدی نیست که در تمام جنبه های زندگی عمل کردن و روبرو شدن با نتایج نامطلوب و رشد کردن نسبت به ترسیدن و مخالفت با قوانین طبیعی و زندگی در تاریکی و موهومات بهتر است. بطور کلی بسیاری از افراد برای توجیه اقدام نکردن و بی عملی خود استاد عذر و بهانه و شکایت کردن هستند. برای آنانکه هدف دارند قدرت هدف آنها را به جلو می راند.برای این گونه افراد همیشه عذر و بهانه ممنوع است . شکایت کردن تعطیل است. رسیدن به هدف نه تنها یک وظیفه بلکه جزو تعهدات آنهاست. اگر احساس افسوس و حسادت و غبطه دارید مثلا به آرامش یک پرنده در قفس، به کسی که ازدواج نکرده، به کسی که عاشق نشده یعنی بقدر کافی لیاقت و شجاعت انجام کارها را در جهت رسیدن به اهداف خود ندارید. اگر شجاعت و اراده قوی و تاب آوری داشته باشید. خداوند یا کائنات یا نیروی طبیعت به کمک تان می آیند و به شما ثابت می کنند که غیر ممکن وجود ندارد.