شغل زندگی (بخش نهم)

همه ما از بدو تولد یک شغل داریم. یعنی بقدری توانمندی بالقوه داریم که یک شغل به ما داده اند. این شغل ، زندگی است. انسان را خدا آفریده و تنها آفریده ای است که دارای اراده و حق انتخاب است، و صد البته انتخاب گزینه های بهتر برای زندگی خودش و تاثیر مثبت بر زندگی دیگران . نماینده خدا، شایسته بهترین هاست و باید به کمتر از بهترین ها رضایت ندهد. و هرکسی در این حرفه شرح وظایفی دارد که موظف به انجام آنهاست.
در اینجا دو مورد از این وظایف یعنی تصویر از خود و شور و اشتیاق مطرح می گردند و شما با پوسترهای انگیزشی و آموزشی آشنا می شوید که با مطالعه آنها طرز فکرتان را در جهت مثبت تغییر می دهید و با تکرار و تمرین باورهای سازنده و مفید در خود ایجاد می کنید و نتایج فوق العاده ای بدست می آورید: تصویر از خود و شور و اشتیاقتصویر از خود و شور و اشتیاقتصویر از خود و شور و اشتیاق

تصویر ذهنی از خود

صرف عمر در مسیر رسیدن به هدفی که آنرا عالی میدانید، باعث شادی و خوشحالی عمیق و قلبی می شود. بجای سرزنش خود و دیگران و شرایط، به قوانین جهان احترام بگذارید و آنها را یاد بگیرید. بسیاری از افراد موفق که طول عمر بالایی دارند تا آخرین روزهای 80 یا 90 سالگی خود مشغول کار بوده اند. کار که نه! به زندگی هدف دار مشغول بوده اند. زندگی هدفی بزرگ برای رشد کردن و متعالی شدن است. دو تصویر را در ذهن مجسم کنید: یکی اینکه ما بطور طبیعی هدف دار هستیم، چون هر آفریده ای بدلیلی خلق شده است و برنامه ریزی شده تا وظایفی را به انجام برساند، و دومی تصویری که خودمان از خودمان داریم .  این دو باید با یکدیگر بطور کامل منطبق باشند. آیا فکر می کنید در وضعیتی هستید که تصویر دوم منطبق بر تصویر اول باشد؟ یا تصویر دوم تصویر کسی است که دائما بدنبال غر زدن و شکایت کردن و مقصر پیدا کردن است؟ تصویر اول نمایانگر افرادی است که هدفهای بزرگ و ارزشمند دارند و سختکوش و پر تلاش اند ، از زندگی لذت می برند و شاداب هستند. بزرگ فکر می کنند و عملگرا هستند و از تمام فعالیتهای زندگی لذت می برند و علاقه ای به مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت نمی دهند چرا که شان و منزلت خود را بالا می دانند و وقت گرانبها را تلف نمی کنند، غرور را کنار می گذارند . با تغییر نگرش نسبت به رویدادهای زندگی ، از نالیدن و سستی و بی حالی دست بشویید. از زندگی نه بخاطر پاداشها و موهبتهایش، بلکه بخاطر خودش لذت ببرید. در جستجوی دلیلی برای شادمانی نباشید. چون شادمانی یک احساس است ، یک احساس درونی که برای هرکسی معنا و مفهموم خاصی دارد، باید خوشحالی را بسازید، از افراد منفی باف و غرغرو دوری کنید، در بحثهایی که دنیا را سیاه و سفید می بینند و از بدبختی ها صحبت می کنند دوری کنید. در این هنگام تنهایی بهتر است از گفتگوهای بی حاصل . جملاتی با مفاهیم منفی بکار نبرید مثل حالم خوب نیست ، خسته هستم، دارم مریض میشوم. بر روی روشن زندگی تمرکز کنید تا چارچوب ذهنیتان تغییر کند. شما اختیار تام زندگی خود را دارید پس مسئولیت پذیر باشید. اهل عمل باشید و از افکار ویرانگر و سست کننده و عادتهای مخرب دوری کنید. اگر همیشه خود را بزرگ و ارزشمند فرض کنید از زندگی با کیفیت و شکوهمندی بهره می برید. اگر تصویر ذهنی حقیری دارید عزت نفس تان بشدت مشکل دارد. عزت نفس از جنس احساس است، یعنی اینکه هر شخص چه احساسی نسبت به خودش دارد. برای اینکه احساستان را بفهمید، نیاز به خودشناسی دارید. عزت نفس فونداسیون و ستون موفقیت و پیشرفت است.

شور و اشتیاق

(غم انگیز صحبت نکنید چون روح مرده بخوابی آرام فرو میرود. زندگی حقیقی و جدی است. هدف سنگ مزار نیست. همه ما از این دنیا خواهیم رفت. شادی و غم سرنوشت ما نیست بلکه، عمل کردن که هر فردا جلوتر از امروز باشیم سرنوشت محتوم ماست. هنر جاودانه است و زمان زود گذر. گیج و درمانده نباشید. بگذار گذشته از دست رفته بخاک سپرده شود. قهرمان زندگی خودت باش . عمل کن در زمان حال. زندگی کن در زمان حال. ردپاهایی از خودت بجای بگذار که شخص دیگر بتواند آنرا دنبال کند تا در زندگی خودش بتواند با رویت آن امیدوار شود.) شور و اشتیاق ، یک تحریک احساسی قدرتمند است. این احساس نصیب کسانی می‌شود که درباره‌ی یک کار، یا یک شخص یا یک باور، احساسی شدید دارند. همه‌ی افراد هیجانات احساسی شدید را تجربه می کنند، ولی فقط تعداد کمی از آنها بر اساس اشتیاق و شور و شوق خود عمل می کنند. برای رسیدن به اهداف نمره 100 از 100 شور و اشتیاق را لازم دارید تا بتوانید بر مشکلات غلبه کنید.یکی از دلایلی که افراد با شور و اشتیاق  عمل نمی کنند نداشتن مهارت و تخصص کافی است. اگر تنبلی می کنید یا کارها را به تعویق می اندازید یعنی شور و اشتیاق کافی ندارید. اگر می‌خواهید کار بزرگی در زندگی انجام بدهید، باید کاری را که انجام می‌دهید دوست داشته باشید، با تمام وجود بخواهیدجابز گفت: تصور اینکه به زودی خواهم مرد، نه تنها من را متوقف نکرد بلکه باعث شد هر روز به سراغ کارهایی بروم که می‌دانم واقعا دوست دارم، زیرا فرصت من برای انجام آن کارها کمتر از شماست. اگر می‌خواهید یک کشتی بسازید، به جای تشویق نمودن افراد به تقسیم وظایف، آوردن ابزار و جست‌وجوی چوب، اشتیاق پهنه‌ی نامحدود اقیانوس را در دل آنها زنده کنید.از این به بعد در آغاز هر کار به خود تلقین کنید که این کار اولین و آخرین کار من است( مثل پیاده روی، بازی فوتبال، کنسرت و هم صحبتی با خانواده یا دوستان و…) این تلقین و طرز تلقی سبب میشود که با خیالی آسوده ، شور و اشتیاق را بکار بگیرید. در تمام جنبه های زندگی این روش را بکار بگیرید، ذهن خود را نسبت به تعریفی که تاکنون از خود داشته اید تغییر دهید. با رعایت شان و احترام خود و دیگران ابراز اشتیاق کنید. با اینکار روحیه خود را افزایش داده و قدرتمند می کنید. تمایل خود را برای عقب نشینی از زندگی کاهش دهید، هر چند تماشای جنب و جوش دیگران در کارزار زندگی و مشاهده آنها مطلوب است اما کافی نیست . اگر می خواهید طراوت و شادابی به روحتان بدهید، وارد میدان عمل شوید. مبارزه کنید.