عزت نفس ( بخش یازدهم)

 

عزت نفس یعنی احساس عزیز بودن، احساس گرامی بودن،احساس ارزشمند بودن. با توجه به این تعاریف، میتوانی حدس بزنی که در نمودار ارزشها، کجا قرار داری. البته فراموش نکن که جایگاهت را خودت و فقط خودت تعیین کرده ای و از این به بعد هم فقط خودت می توانی آن را تغییر بدهی و لاغیر! مجموعه ای از باورهای فعلی و دیدگاههایی که نسبت به خوت داری یا طرز فکرو تحلیلت نسبت به دیگران و شرایط و عوامل ظاهری عزت نفس و اعتماد به نفس تو را ساخته اند. برای اینکه متوجه شوی بین صفر تا صد چه رتبه ای داری، باید کل مجموعه نشانه های کمبود عزت نفس رامطالعه کنی وبه سوالات صادقانه پاسخ بدهی،هیچکس ازذهن تو خبرندارد و فقط خودت هستی که واقعیت را میدانی. پس خیلی صریح وبی پرده جواب بده. همزمان هم میتوانی بفهمی که کجای کارت اشکال دارد، هم میتوانی بفهمی که چگونه آن اشکالات را برطرف کنی. البته که توقع معجزه و تحول یک شبه و یک دفعه ای نباید داشته باشی. واقعیت اینست که تغییر و تحول به مرور و متناسب با کمیت و کیفیت تمرینات و تلاش هایی که می کنی، ایجاد می شود. پس مبارزه کن تا به بهترین نتیجه برسی. با اراده قوی و تاب آوری، ادامه بده و هرگز تسلیم نشو. چون وضعیت الانت،نتیجه باورها و افکاری بوده که تا الان بر اساس آنها رفتار و عمل کرده ای. خبر خوب اینه که از حالت نمی دانم خارج شده ای و می دانی که باید از کجا شروع کنی و چه کارهایی را انجام بدهی. می دانی که چه باورها و طرز فکری را باید در خودت ایجاد کنی. فراموش نکن که تو همانی که می اندیشی . یعنی هرجور فکر کنی و هر جور باوری داشته باشی، متناسب با آن رفتار می کنی و متناسب با آن عمل می کنی و در نتیجه سرنوشت و زندگی خود را متناسب با آن خلق می کنی. تنهایی تنها بودن اعتماد بنفس تنهایی تنها بودن اعتماد بنفس تنهایی تنها بودن اعتماد بنفس

چقدر وقتی تنها هستی حس بدی پیدا می کنی؟ حتما باید در میان جمع دوستان و آشنایانت باشی؟

  • اگر وقتی تنها هستی و از با خودت بودن لذت می بری، اگر میتوانی با خودت وقت بگذرونی و راحت باشی، خودت را بهتر بشناسی، با خودت حرف بزنی. یعنی خودت را دوست داری، برای خودت ارزش قائلی.
  • اگه نمیتونی تنها باشی، یعنی هویت و معنای خودت را به حضور دیگران گره زدی، بدون دیگران احساس بدبختی و پوچی می کنی، احتیاج داری مورد توجه و تایید دیگران باشی. خودت رو به حساب نمیاری.شناختی نسبت به خودت نداری و تواناییهات رو نمیشناسی، نمیدونی چه قابلیتهایی داری، نمیدونی باید چه کار کنی و منتظری تا دیگران بیایند و کنترل تو را، وقتت را ، زندگیت را بدست بگیرند. یعنی مستقل نیستی، مسئولیت پذیر نیستی.وابستگی به دیگران و عزت نفس معمولا رابطه معکوس دارند.وابستگی به دیگران و عزت نفس رابطه معناداری باهم دارند.
  • در صورتی که فقط این تویی که مهمی( البته که دیگران هم اهمیت دارند)، اما هویتت را به خودت باید گره بزنی نه دیگران. روی خودت حساب کنی و فقط به خودت میتونی رازها و مسائلت رو بگی و درد دل کنی و براشون راهکار پیدا کنی.هیچکس به اندازه خودت از درون تو خبر ندارد از افکار و خواسته ها و آرزوهای تو خبر ندارد.
وابستگی به دیگران و عزت نفس
  • وقتی انقدر احساس ارزشمندی نسبت به خودت داشته باشی و خودت رو دوست داشته باشی، دیگر احتیاجی به دیگران نداری ( وابستگی نداری). از آنها توقع نداری. کم کم یاد می گیری که خودت را بهتر بشناسی، توانایی هات رو کشف می کنی، توانایی هات رو ارتقا میدی، متوجه میشی که نقاط قوت و ضعفت کدومند.
  • وقتی خودت را بهتر شناختی، می توانی افکارت رو کنترل و منسجم کنی، در نتیجه رفتارهات بسمت بهتر شدن تغییر می کنند.  شخصیت مستقل تری پیدا می کنی، مسئولیت پذیرتر میشی، با اراده تر میشی، قدرت تصمیم گیریت بیشتر و بهتر میشه،کارهایی می کنی که بهشون اعتقاد داری، باورهات رو تغییر میدی و باورهای سازنده تری در خودت میسازی.
  • وقتی این قدر به خودت احترام و ارزش قائل می شوی، با اعتماد بنفس رفتار کنی،دیگران بسمت تو جذب میشوند، چون تو شخصیت والاتری پیدا می کنی که عمیقا لیاقت احترام و ارزش رو داری.