عزت نفس ( بخش شانزدهم)

 

عزت نفس یعنی احساس عزیز بودن، احساس گرامی بودن،احساس ارزشمند بودن. با توجه به این تعاریف، میتوانی حدس بزنی که در نمودار ارزشها، کجا قرار داری. البته فراموش نکن که جایگاهت را خودت و فقط خودت تعیین کرده ای و از این به بعد هم فقط خودت می توانی آن را تغییر بدهی و لاغیر! مجموعه ای از باورهای فعلی و دیدگاههایی که نسبت به خوت داری یا طرز فکر و تحلیلت نسبت به دیگران و شرایط و عوامل ظاهری عزت نفس و اعتماد به نفس تو را ساخته اند. برای اینکه متوجه شوی بین صفر تا صد چه رتبه ای داری، باید کل مجموعه نشانه های کمبود عزت نفس رامطالعه کنی وبه سوالات پاسخ بدهی،هیچکس از ذهن تو خبر ندارد و فقط خودت هستی که واقعیت رامیدانی. پس خیلی صریح وبی پرده جواب بده. همزمان هم میتوانی بفهمی که کجای کارت اشکال دارد، هم میتوانی بفهمی که چگونه آن اشکالات را برطرف کنی. البته که توقع معجزه و تحول یک شبه و یک دفعه ای نباید داشته باشی. واقعیت اینست که تغییر و تحول به مرور و متناسب با کمیت و کیفیت تمرینات و تلاش هایی که می کنی، ایجاد می شود. پس مبارزه کن تا به بهترین نتیجه برسی. با اراده قوی و تاب آوری، ادامه بده و هرگز تسلیم نشو. چون وضعیت الانت،نتیجه باورها و افکاری بوده که تا الان بر اساس آنها رفتار و عمل کرده ای. خبر خوب اینه که از حالت نمی دانم خارج شده ای و می دانی که باید از کجا شروع کنی و چه کارهایی را انجام بدهی. می دانی که چه باورها و طرز فکری را باید در خودت ایجاد کنی. فراموش نکن که تو همانی که می اندیشی . یعنی هرجور فکر کنی و هر جور باوری داشته باشی، متناسب با آن رفتار می کنی و متناسب با آن عمل می کنی و در نتیجه سرنوشت و زندگی خود را متناسب با آن خلق می کنی.

ترس از شکست ترس از موفقیت ترس از شکست ترس از موفقیت

 ترس از شکست ترس از موفقیت

چقدر از شکست می ترسی؟ چقدر از موفقیت می ترسی؟

  • اگر از اینکه شکست بخوری نگرانی توسط دیگران مسخره شوی،سوژه دیگران شوی، نتوانی جواب مردم و قضاوت آنها را بدهی، یا اگر از اینکه به موفقیت برسی می ترسی که دیگران بخواهند از تو سواستفاده کنند،نتوانی به درخواست کمک آنها نه بگویی ، دچار کمبود عزت نفس و اعتماد بنفس هستی.
  • متاسفانه برخی کلمات و اصطلاحات بار معنایی بسیار منفی و نگران کننده و تحقیر کننده ای دارند مثل واژه شکست. مسلما کسی نیست که حس خوبی نسبت به این واژه داشته باشد چون به مرور زمان به هرکسی برچسب شکست خورده زده شود، هم حال خودش بد می شود و هم اعتماد دیگران نسبت به آن شخص کم می شود.
  • حقیقت اینست که اصلا شکستی وجود نداره که بخوای ازش بترسی. شکست یعنی نرسیدن به نتیجه دلخواه، یعنی یاد گرفتن یک روش که تو را به نتیجه مورد نظرت نمیرساند. مثل ادیسون برای ساخت لامپ. در هزارمین تلاش خود بالاخره لامپ را اختراع کرد و وقتی از او پرسیدند که چه حسی دارد پاسخ داد من یاد گرفتم که از 999 راه نمیتوانیم لامپ را اختراع کنیم!لذا اول از همه باید طرزفکرت را نسبت به این کلمات عوض کنی، باید دیدگاه دیگری راجع به تلاش کردن تا رسیدن به نتایج دلخواه ایجاد کنی.
  • دوم اینکه برای حداقل کردن احتمال شکست، لازمست تا از امکانات در دسترس مثل تجربه های دیگران استفاده کنی، لازم نیست چرخ رو دوباره اختراع کنی. برنامه ریزی کن و طبق آن برنامه برای رسیدن به خواسته هات عمل کن، امیدوار باش که به نتیجه دلخواه برسی اما برای بدترین ها آماده باش، برای نرسیدن به نتیجه دلخواه برای همانی که به اسم شکست معروفه.
  • سوم اینکه وقتی کاری را شروع می کنی به هیچ وجه متوقف نشو، انگیزه تو محرک اصلی تو برای ادامه است. ابدا نا امید نشو و فقط ادامه بده و مجددا تلاش کن ،برنامه هات رو اصلاح و دقیقتر کن، توانایی هات رو بیشتر کن، از امکانات بیشتر و بهتری استفاده کن. وقتی که با تجربه تر شدی، بهتر حرکت می کنی، با این رویه احتمال شکست را باز هم کمتر می کنی.شک نکن به نتیجه های بهتری میرسی. مداومت و اراده و تاب آوری تا نتیجه دلخواه.
  • موفق شدن هم موضوع نگران کننده و ترسناکی نیست، بعضی ها باور دارند که در صورت کسب موفقیت،چشم میخورن، مثلا یکی را از دست میدی، بیماری عجیب غریب می گیری، آخرتشون رو از دست میدن، دشمن پیدا می کنن، دور و برشون پر میشه از افراد دو رو، تمام این افکار ناشی از باورهای غلطی است که توسط خانواده یا داستانهایی که شنیده ایم و یا توسط اجتماع در ذهن ما کاشته شده اند. کم نیستند افراد فوق موفقی که بدون هیچ مشکلی هنوز هم در حال پیشرفت هستند مثل بیل گیتس، زاکربرگ و  آرنولد و ریچارد برانسون و جف بزوس و ….
ترس از شکست