عزت نفس ( بخش دوم)

 

عزت نفس یعنی احساس عزیز بودن، احساس گرامی بودن،احساس ارزشمند بودن. با توجه به این تعاریف، میتوانی حدس بزنی که در نمودار ارزشها، کجا قرار داری. البته فراموش نکن که جایگاهت را خودت و فقط خودت تعیین کرده ای و از این به بعد هم فقط خودت می توانی آن را تغییر بدهی و لاغیر! مجموعه ای از باورهای فعلی و دیدگاههایی که نسبت به خوت داری یا طرز فکر و تحلیلت نسبت به دیگران و شرایط و عوامل ظاهری عزت نفس و اعتماد به نفس تو را ساخته اند. برای اینکه متوجه شوی بین صفر تا صد چه رتبه ای داری، باید کل مجموعه نشانه های کمبود عزت نفس را مطالعه کنی و به سوالات پاسخ بدهی، هیچکس از ذهن تو خبر ندارد و فقط خودت هستی که واقعیت را می دانی. پس خیلی صریح و بی پرده جواب بده. همزمان هم می توانی بفهمی که کجای کارت اشکال دارد، هم میتوانی بفهمی که چگونه آن اشکالات را برطرف کنی. البته که توقع معجزه و تحول یک شبه و یک دفعه ای نباید داشته باشی. واقعیت اینست که تغییر و تحول به مرور و متناسب با کمیت و کیفیت تمرینات و تلاش هایی که می کنی، ایجاد می شود. پس مبارزه کن تا به بهترین نتیجه برسی. با اراده قوی و تاب آوری، ادامه بده و هرگز تسلیم نشو. چون وضعیت الانت،نتیجه باورها و افکاری بوده که تا الان بر اساس آنها رفتار و عمل کرده ای. خبر خوب اینه که از حالت نمی دانم خارج شده ای و می دانی که باید از کجا شروع کنی و چه کارهایی را انجام بدهی. می دانی که چه باورها و طرز فکری را باید در خودت ایجاد کنی. فراموش نکن که تو همانی که می اندیشی . یعنی هرجور فکر کنی و هر جور باوری داشته باشی، متناسب با آن رفتار می کنی و متناسب با آن عمل می کنی و در نتیجه سرنوشت و زندگی خود را متناسب با آن خلق می کنی.

. احترام به خود احترام به خود احترام به خود

چقدر به خودم احترام می گذارم؟

چقدر به خودم احترام می گذارم؟ آیا حق زندگی دلخواه را از خودم سلب می کنم؟  آیا تمام وقت خودم را وقف کار ، فرزندان و خانواده ام می کنم؟ آیا از خوشی های خودم بخاطر دیگران می زنم؟ آیا همیشه موقع خرید کردن پوشاک و وسایل و … الویت را به دیگران می دهم؟آیا بخاطر اینکه مورد تایید دیگران باشم آرایش می کنم، لباس های گرانقیمت می پوشم، وسایل گرانقیمت میخرم؟آیا عاشق فداکاری و از خود گذشتگی و دلسوزی برای دیگران هستم؟ آیا بخاطر پز دادن و فخر فروشی کلاس هنر،موسیقی، زبان، ورزش می روم؟ آیا انتظار تاییدشدن از طرف دیگران دارم؟آیا نلاش می کنم خودم را به دیگران اثبات کنم؟

  • اگر بخاطر رضایت دیگران و یا جلب توجه و تایید گرفتن از آنها این قبیل کارها را انجام می دهی، یعنی دچار مشکل در عزت نفس هستی.
    یعنی فراموش کرده ام که خدا من را آفریده و به من اجازه زندگی داده است و من موظفم تا در شان جانشین خدا زندگی کنم. من فقط یک بار زندگی می کنم، زمان هم به عقب بر نمی گردد. پس من باید برای رضای خودم زندگی کنم، آنطور که دلم می خواهد زندگی کنم.آنطور که خودم تشخیص می دهم درست است و احساس اجبار ندارم. تلاش می کنم تا آنطور که لیاقت دارم زندگیم را بسازم و زندگی کنم، آنطور که در شان و ارزش و مقام من است.من از اشتباهاتم یاد می گیرم و آنطور که باعث رضایت و خوشحالی من می شود زندگی می کنم. اصلا قرار نیست باب سلیقه دیگران زندگی کنم. من مالک زندگی خودم هستم. بخاطر دیگران از زندگی خودم نمیزنم تا مورد تایید آنها قرار بگیرم.
احترام به خود
  • برخی والدین آنچنان خود را وقف فرزندانشان می کنند که فراموش می کنند که خودشان هم حق زندگی دارند. از خوراک و پوشاک و تفریح و آسایش خود می زنند تا به نظر خودشان بهترین شرایط را برای فرزندانشان فراهم کنند. اگر توقع دارند تا در آینده فرزندانشان هم برای آنها این همه فداکاری و از خود گذشتگی داشته باشند، متاسفانه این کارشان نشانه کمبود عزت نفس است، نشانه احترام نگذاشتن به خودشان است. اگر فرزندت حق زندگی خوب و امکانات خوب دارد( پوشاک خوب، خوراک خوب، استراحت کافی،آرامش ذهن، وسایل خوب و…) تو هم حق داری.
  • اگر بخاطر حرف مردم به کلاسهای آموزشی مختلف میروی،فعالیتهای خاصی را انجام می دهی، تا نظر بقیه را جلب کنی، تا خودت را به دیگران ثابت کنی،مشکل کمبود عزت نفس داری .مثل کلاس نقاشی یا گیتار می روی تا نظر دیگران به تو بهتر شود، یا درس می خوانی تا روی همکلاسی ها یا دیگران را کم کنی. باید تمام فعالیتهیی که می کنی مثل فعالیتهی هنری، درسی یا هر چیزی، فقط بخاطر خودت انجام دهی، بخاطر اینکه حس لیاقت می کنی که باید تحصیلات خوب داشته باشی، هنر، موسیقی یا … را بخاطر احساس لیاقتت یاد بگیر و انجام بده.
  • اگر در محل کار نگران قضاوت دیگران هستی یعنی چنان سرگرم کار می شوی که فراموش می کنی غذا بخوری، به یادگیری نمی رسی، سلامتیت را به خطر می اندازی، خودت را بخاطر  اشتباهاتت سرزنش می کنی ، آرامش ذهنی ات را بهم میزنی، رضایت رییست را به هر قیمتی جلب می کنی، منتظری تا دیگران به تو به به چه چه بگویند، سعی می کنی مورد تایید دیگران باشی و ثابت کنی از بقیه بهتری، یعنی به خودت احترام نمی گذاری، یعنی عزت نفست کمک می خواهد.
قضاوت دیگران
  • اگر خواهان عزت نفس بالا هستی، همیشه الویت اول، خودت را در نظر بگیر. (شاید از نظر دیگران این کار خودخواهی و سنگدلی بنظر برسد. اما این قضاوت دیگران است ،(بقول معروف در دروازه را می شود بست، اما دهن مردم را نمی شود.) واقعیت این است که آنهایی که می گویند این خودخواهی و سنگدلی است، آنها خودشان خودخواهترند، چون اجبار می کنند که الویت را به دیگران بدهید و در درجه بعد به خودتان. دیگر خواهی هم یک نوع خودخواهیه.
  • وقتی فداکاری کن که هیچ توقعی از طرف مقابل نداشته باشی، یعنی فقط بخاطر رضایت خودت، فداکاری، گذشت،ایثار کن. فداکاری این نیست که من از احساس خوبم بگذرم و حال خوبم را خراب کنم. خودم را نابود کنم بخاطر دیگران. تا در زندگی دیگران تاثیر بگذارم و اونها را خوشبخت کنم و از فلاکت در بیارم.الویت اول خودتی و این خودخواهی نیست. قرص اعصاب بخورم تا به دیگران و کشورم خدمت کنم. به دنیا آمدم تا به دیگران خدمت کنم. بخاطر بچه هام ازدواج نمی کنم.بخاطر دیگران از خوشی هام بگذرم و ….( اگه ناراحت میشن و میگن تو آدم خودخواه و … هستی، مهم نیست نظر دیگران اهمیتی ندارد تو سبک زندگی خودتو داری و برای خودت بیشتر از بقیه ارزش قائلی) تمام اینها یعنی برای خودم ارزش قائل نیستم. من ابزار رشد و خوشی دیگران هستم.
  • قهرمان بودن بخاطر گرفتن تایید و جلب نظر دیگران یک حماقت و نشانه کمبود عزت نفس است. اگر میخواهی به کسی لطف کنی، یا در حق کسی فداکاری کنی، وقتی این کار را بکن که هیچ توقعی ازشون نداشته باشی. بخاطر خودت و ایجاد حس خوب در خودت فداکاری کن و ببخش.