عزت نفس ( بخش بیست و یکم )

 

عزت نفس یعنی احساس عزیز بودن، احساس گرامی بودن،احساس ارزشمند بودن. با توجه به این تعاریف، میتوانی حدس بزنی که در نمودار ارزشها، کجا قرار داری. البته فراموش نکن که جایگاهت را خودت و فقط خودت تعیین کرده ای و از این به بعد هم فقط خودت می توانی آن را تغییر بدهی و لاغیر! مجموعه ای از باورهای فعلی و دیدگاههایی که نسبت به خوت داری یا طرز فکر و تحلیلت نسبت به دیگران و شرایط و عوامل ظاهری عزت نفس و اعتماد به نفس تو را ساخته اند. برای اینکه متوجه شوی بین صفر تا صد چه رتبه ای داری، باید کل مجموعه نشانه های کمبود عزت نفس رامطالعه کنی وبه سوالات پاسخ بدهی،هیچکس از ذهن تو خبر ندارد و فقط خودت هستی که واقعیت رامیدانی. پس خیلی صریح وبی پرده جواب بده. همزمان هم میتوانی بفهمی که کجای کارت اشکال دارد، هم میتوانی بفهمی که چگونه آن اشکالات را برطرف کنی. البته که توقع معجزه و تحول یک شبه و یک دفعه ای نباید داشته باشی. واقعیت اینست که تغییر و تحول به مرور و متناسب با کمیت و کیفیت تمرینات و تلاش هایی که می کنی، ایجاد می شود. پس مبارزه کن تا به بهترین نتیجه برسی. با اراده قوی و تاب آوری، ادامه بده و هرگز تسلیم نشو. چون وضعیت الانت،نتیجه باورها و افکاری بوده که تا الان بر اساس آنها رفتار و عمل کرده ای. خبر خوب اینه که از حالت نمی دانم خارج شده ای و می دانی که باید از کجا شروع کنی و چه کارهایی را انجام بدهی. می دانی که چه باورها و طرز فکری را باید در خودت ایجاد کنی. فراموش نکن که تو همانی که می اندیشی . یعنی هرجور فکر کنی و هر جور باوری داشته باشی، متناسب با آن رفتار می کنی و متناسب با آن عمل می کنی و در نتیجه سرنوشت و زندگی خود را متناسب با آن خلق می کنی.

خجالتی بودن محافظه کاری جرات ریسک خجالتی بودن محافظه کاری جرات ریسک خجالتی بودن محافظه کاری جرات ریسک

چقدر جرات ریسک داری؟ چقدر خجالتی هستی؟

  • اگر به خودت باور نداشته باشی که می توانی بدون اینکه ادامه مسیر برایت روشن و مشخص باشه حرکتی را شروع کنی و ادامه بدهی ، اگر به خودت اعتماد و اعتقاد نداری که میتونی برای حل مشکلات و مسائل راه حل پیدا کنی. اگر دنبال این هستی که دیگران به دادت برسند و راه را به تو نشان بدهند و اگر باور نداری که خدا به تو کمک می کند، نشان می دهد که به خودت مطمئن نیستی، به خودت باور نداری، برای تواناییهات ارزش قائل نیستی. یعنی خودت را خیلی پایین می بینی. یعنی می ترسی و محافظه کاری.
  • باید از منطقه امن خودت بیرون بیایی. باید اهل چالش باشی و از شکست نترسی. امید داشته باشی و با شکستهای کوچک و بزرگ دلسرد نشی. مبارزه کنی و از شکستهایت درس بگیری و قویتر و با تجربه تر و شجاعانه تر حرکت کنی تا به خواسته ات برسی.
  • اگر خجالتی هستی( خجولی گری می کنی)، یعنی جرات ریسک نداری، یعنی جرات هیچ کاری رو نداری، یعنی خودت رو خیلی دست پایین می بینی، خیلی کوچکتر از دیگران میبینی. اما واقعیت اینه که تو هم یک آدمی هستی مثل بقیه، اما داری به خودت بی احترامی می کنی، خودت رو بی ارزش می بینی. باید همانطور که به دیگران احترام میگذاری به خودت هم احترام بگذاری.
خودباوری و جرات ریسک
  • هر تصوری درباره توانمندی و ارزش دیگران داری، درباره خودت هم همان تصورات را داشته باش، لازم نیست منطقی توجیه کنی، فقط عمل کن، اصلا به منطقش فکر نکن، حتی زیاده خواهی را تمرین کن تا اعتماد بنفست بالا بره تا خودت رو پیدا کنی بفهمی که تو هم وجود داری. مثلا در هنگام خرید چانه زدن را تمرین کن( حتی اگر پولت هم کافیه) ، به قصد تمرین برای رفع خجولی گری، در رستوران یک نان اضافه بگیر یا یک ظرف اضافه بگیر یا یک چنگال اضافه بگیر، شاید لازم نداشته باشی ولی هدفت یادت نره، این جور کارها تمرین ابراز وجوده، تمرین حرف زدنه، تمرین اظهار نظره، تمرین اعتماد بنفسه.
  • قبل از هر کاری که دوست داری خوب انجام بشه اون رو در ذهنت تجسم کن، تصور کن که داری مثلا فلان کار را به شکل بسیار خوبی انجام میدی و بعد مطابق همان تجسم که خودت ازش راضی هستی عمل کن. به مرور هم قدرت تجسمت و هم قدرت عملکردت بهتره میشه. برای تمرین بیشتر یک آگهی تبلیغاتی از خودت درست کن. فقط لازمه که راجع به توانایی هات فکر کنی و با غلو و بزرگنمایی دربارشون بنویس، و با خودت بگو. کم کم بهتر میشی خودت رو بیشتر میشناسی. اعتماد بنفست بیشتر میشه. بعد این رو در خانواده و دوستان و آشنایانت بگو . در مرحله بعد در بین افراد غریبه بگو. خیلی سخته ولی همین کار یک نقطه عطف فوق العاده برایت خواهد بود.
خجولی گری