عزت نفس ( بخش ششم)

 

عزت نفس یعنی احساس عزیز بودن، احساس گرامی بودن،احساس ارزشمند بودن. با توجه به این تعاریف، میتوانی حدس بزنی که در نمودار ارزشها، کجا قرار داری. البته فراموش نکن که جایگاهت را خودت و فقط خودت تعیین کرده ای و از این به بعد هم فقط خودت می توانی آن را تغییر بدهی و لاغیر! مجموعه ای از باورهای فعلی و دیدگاههایی که نسبت به خوت داری یا طرز فکر و تحلیلت نسبت به دیگران و شرایط و عوامل ظاهری عزت نفس و اعتماد به نفس تو را ساخته اند. برای اینکه متوجه شوی بین صفر تا صد چه رتبه ای داری، باید کل مجموعه نشانه های کمبود عزت نفس را مطالعه کنی و به سوالات پاسخ بدهی، هیچکس از ذهن تو خبر ندارد و فقط خودت هستی که واقعیت را می دانی. پس خیلی صریح و بی پرده جواب بده. همزمان هم می توانی بفهمی که کجای کارت اشکال دارد، هم میتوانی بفهمی که چگونه آن اشکالات را برطرف کنی. البته که توقع معجزه و تحول یک شبه و یک دفعه ای نباید داشته باشی. واقعیت اینست که تغییر و تحول به مرور و متناسب با کمیت و کیفیت تمرینات و تلاش هایی که می کنی، ایجاد می شود. پس مبارزه کن تا به بهترین نتیجه برسی. با اراده قوی و تاب آوری، ادامه بده و هرگز تسلیم نشو. چون وضعیت الانت،نتیجه باورها و افکاری بوده که تا الان بر اساس آنها رفتار و عمل کرده ای. خبر خوب اینه که از حالت نمی دانم خارج شده ای و می دانی که باید از کجا شروع کنی و چه کارهایی را انجام بدهی. می دانی که چه باورها و طرز فکری را باید در خودت ایجاد کنی. فراموش نکن که تو همانی که می اندیشی . یعنی هرجور فکر کنی و هر جور باوری داشته باشی، متناسب با آن رفتار می کنی و متناسب با آن عمل می کنی و در نتیجه سرنوشت و زندگی خود را متناسب با آن خلق می کنی.

چقدر به خودم افتخار می کنم؟

به خودم افتخار می کنم چون…

  • من برای دستاوردهایی که خودم برایشان زحمت کشیده ام و با تلاش خودم به آنها رسیده ام افتخار می کنم. بخاطر کارهایی که نمی کنم بخودم افتخار می کنم چون فهمیده ام به من کمکی نمی کنند و به من ضربه می زنند و جلوی پیشرفت من را می گیرند.
    مثلا به خودم افتخار می کنم چون در جهل مر کب نیستم ( کسی که نمیدونه که نمیدونه) وقتم را بیهوده با فیلم و سریالهای n قسمتی که به رشد شخصیت من کمکی نمی کنند، چرخیدن بی هدف در شبکه های اجتماعی و رد و بدل کردن پیغامها و اخبارهایی که راست و دروغش معلوم نیست تلف نمی کنم. برای خودم ارزش قائلم و کتاب های مختلف میخوانم نه به این خاطر که اطلاعاتم زیاد شود، بخاطر اینکه آگاهی هایم برای رسیدن به اهداف و آرزوهایم زیاد شود، آموزش می بینم، کلاسهای مختلف شرکت می کنم تا امروزم بهتر از دیروز باشه و فردام بهتر از امروز و…
  • به خودم افتخار می کنم چون تاثیرات سمی و کشنده ی احساسات منفی ( گناه، حسادت، غرور کاذب، کینه، دشمنی، خودخوری،افسوس و تاسف ، غصه، ناامیدی و …) که هم فکر و روح من را می خورند و جسم و ظاهر من را پیر و شکسته می کنند، آگاهم و احساساتم را کنترل می کنم. ممکنست مدتی کوتاه این حس ها را تجربه کنم اما مهمان دائمی من نخواهند بود.این احساسات بشدت عزت نفس و اعتماد بنفس من را تخریب و شرایط زندگیم را بدتر می کنند.
به خودم افتخار می کنم
  • به خودم افتخار می کنم چون احساسات مثبت (بخشش، گذشت، مهربانی، امید، صبوری، دوستی، شادی و خوشحالی و …) در من موج می زنند. این موارد کمک می کنند با روحیه و اعتماد بنفس بالایی به زندگی برگردم و با کارایی و بهره وری بیشتر، زندگی خودم را بسازم.
  • به خودم افتخار می کنم چون همیشه برای رشد و رسیدن به اهداف و خواسته هایم می جنگم و همیشه تلاش می کنم و هرگز تسلیم ودلسرد نمی شوم. اگر هم به نتیجه دلخواهم نرسیدم یا به قول معروف شکست خوردم، وجدانم راحت است و جایی برای پشیمانی و حسرت و افسوس خوردن باقی نمانده است.
  • به خودم افتخار می کنم چون ساکن نیستم. فهمیده ام که در زندگی همواره باید حرکت کنم،تلاش کنم، یعنی باید اهداف مختلفی را تعیین کنم و یکی پس از دیگری در جهت رسیدن به آنها حرکت کنم، فهمیدم که ما یا در حال صعودیم یا سقوط. دنیا با سرعت در حال گسترش و پیشرفت است.اگه ساکن بمونم بسرعت از دنیا جا می مانم و سقوط می کنم.و …..