اشتباه کردن

اشتباه کردن

|

آیا اشتباه‌ کردن کار غلط و نادرستی است ؟ آیا اصلا می توان مرتکب اشتباه نشد؟ واقعیت اینست که همه‌ی ما مرتکب اشتباه می‌شویم. اشتباه‌ کردن امری اجتناب‌ناپذیر است و اشتباهات ما از نظر اندازه و میزان اهمیت، تفاوت‌های بسیاری با یکدیگر دارند. اما نکته مهم این است که درک این اشتباهات به ما کمک می‌کند تا از آنها درس بگیریم و دوباره تکرارشان نکنیم. ما نمی‌توانیم اشتباه نکنیم، اما می‌توانیم آگاهی خود را درباره‌ی اشتباهات بیشتر کنیم تا بتوانیم از آنها تجربه کسب کنیم.

افراد موفق و نامدار از سراسر جهان ، به گونه‌های متفاوتی تجربه‌های خود را به دیگران منتقل کرده اند که بخشی‌هایی از آنها را در قالب نقل قول‌هایی در رابطه با اشتباه کردن شنیده‌ایم ، و متفق القول تایید می‌کنند که اشتباه کردن قسمتی جدا نشدنی از پیشرفت و تکامل است. از آنها چنین برداشت می‌شود که اشتباه کردن یک فرآیند مناسب جهت رشد و بالندگی بوده که این، پیامی مثبت و بخشی از واقعیتی است که باید درک کنیم. ارزش قائل‌شدن برای اشتباهات به ما کمک می‌کند بتوانیم بر ترس‌مان از اشتباه‌ کردن غلبه کرده و ریسک کنیم. اما علاوه‌ براین، باید یاد بگیریم مفیدترین نوع اشتباهات کدام‌اند و چطور باید از آنها درس بگیریم.

ما همه خوشبختیم که می‌توانیم بدون قید‌وبندِ توانایی‌های اولیه، از یادگیری و رشد در طول زندگی لذت ببریم. هیچ‌کس نمی‌تواند این منبع لذت و رضایت را از ما بگیرد.

همه‌ی اشتباهات مثل هم نیستند و اشتباه‌کردن هم همیشه خوشایند نیست. همچنین باید توجه داشت که ما به‌صورت خودکار از اشتباهات درس نمی‌گیریم. برای اینکه بیشترین بهره را از اشتباهات‌مان ببریم، باید به آنها فکر کنیم و از آنها عبرت بگیریم.

قدر اشتباهاتمان را بدانیم. به خاطر داشته باشیم که شاید دیگران تلاش کنند که اشتباهاتمان را مثل گناهانی بزرگ جلوه دهند، اما ما باید بدانیم که اشتباه، پله ای مستحکم در زیر پای ما است تا بالاتر برویم و بتوانیم اشتباهات بزرگتر را تجربه کنیم. اشتباه های تکراری درد آور هستند، لذا همانطور که گفته شد باید به عواقب و نتایج فعالیتهایمان فکر کنیم. اما هر اشتباه جدید، فرصتی برای رشد و تجربه و یادگیری است.

فراموش نکنیم که ضمن اینکه از این کار تجربه کسب می کنیم ،باید از بزرگترین اشتباه های زندگی بشدت دوری کنیم که تاوان سنگینی دارند.

|

همه‌ی اشتباهات مثل هم نیستند و اشتباه‌کردن هم همیشه خوشایند نیست.

|

” انواع اشتباه “

|

  • اشتباهات مفید

– گاهی قصد داریم تا توانایی‌های فعلی‌مان را ارتقا دهیم. در این موارد ما عمدا قصد اشتباه کردن نداریم بلکه، تلاش می‌کنیم کاری فراتر از توانایی‌ های معمول‌مان را بدون کمک دیگران انجام دهیم و بنابراین خواه‌ ناخواه مرتکب اشتباهاتی می‌شویم. ماهیت این اشتباهات مثبت است. اگر هرگز مرتکب این دسته از اشتباهات نشویم، به این معناست که هرگز خودمان را برای یادگیری مهارت‌ها یا دانشی جدید به‌ چالش نکشیده‌ایم. گاهی اوقات در یک مرحله گرفتار می شویم و دوباره و چند باره مرتکب همان اشتباه می‌شویم. این شکست معمولا به دلیل عدم تمرکزاست . یعنی به‌ جای تمرکز بر بهبود توانایی‌هایمان یا فراگیری مهارت جدید ، یک فرایند نادرست را بدون فکر انجام می‌دهیم. یک دلیل دیگر این است که راه درستی برای رسیدن به هدفمان انتخاب نکرده‌ایم و باید رویه ی دیگری برای آن در پیش بگیریم. شاید هم کاری که تلاش می کنیم انجام دهیم، بسیار فراتر ازحد توانایی‌مان است و هنوز برای چالشی به این بزرگی آماده نیستیم.  به همین منظور باید درجه‌ی چالش را کمی پایین بیاوریم و درعین‌حال آن را بالاتر از دانش و توانایی فعلی‌مان نگه داریم. وقتی مرتکب اشتباه شدیم، باید آنها را بررسی کنیم: عملکرد خود را ارزیابی کنیم و ببینیم چه چیزی می‌توانیم از آنها یاد بگیریم. سپس بکمک این تجارب جدید،  وارد مرحله‌ی جدیدی از چالشها به کمک توانایی های ارتقا یافته می شویم.

– گاهی اوقات حرکتی انجام می دهیم به تصور اینکه حرکت درستی است اما، بعد از اقدام به طور مستقیم یا غیر مستقیم متوجه می شویم که، کارمان اشتباه بوده است. نمونه‌های زیادی برای این مدل اشتباهات وجود دارند:

– گاهی اطلاعات کافی نداریم. مثلا برای خرید لباس به چه نکاتی باید توجه کنیم و بعد از خرید است که می فهمیم مثلا این لباس خوب اتو نمی شود. بعدا متوجه می‌شویم جزئیات بیشتری وجود داشته و بی‌خبر بوده‌ایم : مثلا وسیله ای برای منزل خریداری می کنیم اما بعدا متوجه می شویم فلان قابلیت را ندارد.

– اشتباه نتیجه‌گیری می‌کنیم. با این تصور که فلانی الان به کمک من احتیاج دارد، به او کمک می‌کنیم، اما بعدا متوجه می‌شویم او در آن لحظه به کمک ما احتیاجی نداشته است.

– گاهی مرتکب اشتباهات سیستماتیک می‌شویم. مثلا معلم مدرسه ای ، به طور ناخواسته به برخی دانش آموزان برای پاسخگویی به پرسش های کلاسی بیشتر توجه دارد.

– چیزی را اشتباه به‌ یاد می‌آوریم. برای تبریک تولد دوست‌مان، در روز نادرست تماس می گیریم.

با کسب اطلاعات و آگاهی درست ، و با پرسیدن سوالات مفید و موثر ، می‌توانیم چیزهای بیشتری از اشتباهات لحظه‌ی غافلگیری یاد بگیریم.  می‌توانیم از خودمان بپرسیم چه انتظاری می‌رفت؟ چرا این اتفاق افتاد؟ تا کجای قضیه خوب پیش رفت و از کجا اشتباه کردیم؟ آیا چیزی هست که دفعه‌ی بعد بتوانیم آن را به شکلی متفاوت انجام دهیم؟ ضمن اینکه می توان از دیگران اطلاعات بیشتری کسب کرده و حتی راهنمایی بگیریم تا عملکرد بهتری داشته باشیم.

– گاهی بی دقتی می کنیم. مخصوصا وقتی سعی داریم روی انجام کار خاصی تمرکز کنیم.  مثلا مشغول تست زدن هستیم اما بخاطر شرایط روحی نامناسب و یا شرایط محیطی مثل سر و صدا دچار عدم تمرکز شده و روند تست زنی با اشتباهات زیادی پیش می رود. این اشتباهات به ما کمک می‌کنند تمرکز، روند پیشرفت، محیط یا عادات‌مان را بهبود ببخشیم.

مثلا متوجه شویم اگر درِ اتاق را ببندیم و وسایل صوتی و تصویری و موبایل را به حالت سکوت درآوریم، بهتر می‌توانیم تمرکز کنیم.

اشتباه کردن
  • اشتباهات پرخطر

– اگر در برخی موقعیت‌ها اشتباه کنیم، ممکن است با فاجعه‌ای روبه‌رو شویم، موقعیت‌هایی که زندگیِ انسان را تهدید می‌کنند.  مثلا راننده‌‌ نباید ریسک کند و سر پیچ‌ها بیش‌از حد مجاز براند. بچه‌ها نباید ناگهان هوس کنند وقتی پدران‌شان در حال رانندگی‌اند، جلوی دید آنها را بگیرند . در این موقعیت‌ها ما باید کارهایی بکنیم که اشتباهات پرخطر را به حداقل برسانیم. همچنین باید به مخاطب‌مان توضیح بدهیم که چرا نباید در این موقعیت‌ها رفتارهای نسنجیده و پرخطری از خود نشان دهیم و اینکه تفاوت چنین موقعیت‌هایی با فرصت‌های یادگیری چیست.

” اگر در برخی موقعیت‌ها اشتباه کنیم، ممکن است با فاجعه‌ای روبه‌رو شویم “

|

– موقعیت‌های دیگری هم هستند که پرخطر محسوب می‌شوند. چون نحوه‌ی عملکرد ما در هنگام انجام یک کار خاص، نتایج مهمی در پی خواهد داشت. مثلا برای تیمی که مدت‌ها سخت تمرین کرده، مسابقه‌ی فینال، موقعیتی پرخطر است. بهتر است این موقعیت‌ها را موقعیت‌های عملکردی در نظر بگیریم، نه موقعیت‌های یادگیری؛ سعی کنیم در این رویدادها اشتباهات را به حداقل و بازدهی را به حداکثر برسانیم. تلاش‌مان باید این باشد که بهترین کاری را که از دست‌مان برمی‌آید، انجام دهیم و نهایت کوشش‌مان را به‌کار بگیریم. نتیجه‌ای که از این رویدادها می‌گیریم، به ما نشان می‌دهد که تلاش و همت‌مان چقدر مؤثر بوده است اما اگر هم به نتیجه دلخواه و هدفمان نرسیدیم باید روال پیشرفت‌مان در طول زمان را مرور کنیم: کارهایی را بررسی کنیم که به رشد ما کمک کردند و کارهایی که مانع ما شدند. از خودمان بپرسیم چه کاری می‌توانیم بکنیم تا مؤثرتر رشد کنیم. بعد باید مجددا وقت‌مان را صرف تمرین کنیم. خودمان را به‌چالش بکشیم . و این روال همیشه و تا پایان زندگی باید جریان داشته باشد :

دوباره برگردیم به تمرین‌کردن و به‌چالش‌‌ کشیدن خودمان و پرورش توانایی ‌های‌مان.

به کمک پوسترهای انگیزشی آموزشی از اشتباه کردن نترس و یادگیری از اشتباهات ، ذهن خود را با جملات مناسب و مفید بمباران کنید تا به مرور مفاهیم را جذب و درک نموده و مسیرهای عصبی جدیدی در ذهن خود ایجاد کنید و در نهایت عادات درست و کمک کننده در خود بوجود می آورید.